دانلود رمان سال بد

60,000 تومان

سال بد، قصه‌ایه از عشق، اشتباه و سرنوشت! آیدا و شهاب، دخترعمو و پسرعمو، که سال‌ها دل به هم سپرده بودن، حالا در آستانه‌ی ازدواج قرار دارن. اما اشتباه تلخ شهاب، همه‌ی رویاهاشون رو در آتش می‌کشه. آیدا که حاضر نیست عشقش رو از دست بده، برای نجات شهاب قدم به دل خطر می‌ذاره… و درست همین‌جاست که عماد شاهید پا به داستان می‌ذاره.

 

توضیحات

دانلود رمان سال بد نوشته نویسنده صدف ز pdf بدون سانسور

عنوان اثر: سال بد

پدید آورنده: صدف ز

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 4047

معرفی رمان سال بد

سال بد، قصه‌ایه از عشق، اشتباه و سرنوشت! آیدا و شهاب، دخترعمو و پسرعمو، که سال‌ها دل به هم سپرده بودن، حالا در آستانه‌ی ازدواج قرار دارن. اما اشتباه تلخ شهاب، همه‌ی رویاهاشون رو در آتش می‌کشه. آیدا که حاضر نیست عشقش رو از دست بده، برای نجات شهاب قدم به دل خطر می‌ذاره… و درست همین‌جاست که عماد شاهید پا به داستان می‌ذاره.

بخشی از رمان سال بد

لبخند پر لذتی نقش لب هایم شد … از دخترک تشکری کردم و بلافاصله از روی صندلی بلند شدم دم عید بود و سالن اینقدر مشتری داشت که نمی توانستم بیشتر از تایمی که کار داشتم صندلی را تصرف کنم با این وجود چند لحظه ای جلوی آینه مکث کردم. صورت تمیز و ابروهای چیده شده … موهایی که تا روی شانه هایم کوتاه شده بود … و آن دو دسته ای که از دو طرف سرم رنگ آبی تیره زده بودند.به نظر خودم عالی بود ! -محشر شدی… مثل یک بلوبری تر و تازه و خوشمزه… دهنو آب میندازی ! بی حواس قدمی به عقب برداشتم که باعث شد پایم را روی پنجه ی کفش هستی بگذارم … هستی اخم کرد و من با خودپسندی عامدانه ای گفتم :این اسم جدیدمه ؟ بلوبری ؟ ! -هووم .. خوشت میاد ؟ هستی عادتش همین بود که روی همه چیز اسم و لقب می گذاشت من هیچوقت اعتراضی به این کارش نداشتم … می دانستم خودم هم عادات مزخرف و عجیب کم ندارم که دیگران مجبورند تحمل کنند !

– بد نیست ! و نگاه کردم به ساعت مچی ام … نزدیک دوی عصر بود داشت دیر میشد ! دست هستی را گرفتم و او را کشاندم به سمت اتاق تعویض لباس هر. دو مشغول پوشیدن لباس هایمان شدیم من بارانی چرم کوتاهم را تنم کردم و شالم را با احتیاط روی موهای مرتب و سشوار کشیده ام انداختم بعد جلوی آینه ایستادم تا رژ لب بزنم . هستی همینطور که لباس می پوشید ، حرف می زد : ترنم کوچولومون با این سرهمی عالی میشه شکل یک زنبور عسل … ولی خوب که فکر می کنم … به نظرم اون رنگ سورمه ای و جگری قشنگ تر بهش می اومد امگه نه ، آیدا ؟ ! مگه تو اصلا دیدیش ؟ … می دونی چی بهش میاد یا نه ؟ ! نه … -ولی اگه شکل من بشه. یکدفعه خنده ام گرفت : اینهمه آدم دور و برش … خدا نکنه شکل توی عقب مونده بشه ! -دو ساعت توی فروشگاه مغز منو جویدی تا تصمیم گرفتی این رنگش رو برداری … دیگه بس کن سر جدت بیا بریم که دیرم شد ! هر دو از سالن خارج شدیم.

نزدیک عید بود ولی هوا هنوز سرمای آزار دهنده اش را داشت خیابان‌ها از باران شب قبل خیس بودند مردی با گریم حاجی فیروز وسط ماشین ها می چرخید و شعر می خواند – امشب میای خونه ی ما ؟ هستی سرش را تکان داد: هوووم.هانی هم میاد ؟ … البته بعید میدونم با اون شکمش بتونه از روی آتیش بپره ! معلوم نیست دیبی جان میخواد بره خونه ی ننه اش … ولی هانیه زیر بار نمی ره… آخه زن دایی اش شام دعوتمون کرده … خاله آشا اینا هم هستن … فافا چمبه هم میاد ! از گوشه ی چشم نگاهش کردم و با لحنی دو پهلو گفتم : جدی ؟ … چه خوب البته به ما که چیزی نگفته ! هستی جا خورده نگاهم کرد … و من پوزخند تلخ و شیرینی زدم.یک جورایی عادت کرده بودم به بی اعتنایی های از روی عمد زن عمو … ولی باز هم قسمتی از قلبم تیر میکشید ! هستی دستپاچه گفت : خب … تو که دیگه عروسشی دعوت کردن نمی خواد !

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
سال بد، قصه‌ایه از عشق، اشتباه و سرنوشت! آیدا و شهاب، دخترعمو و پسرعمو، که سال‌ها دل به هم سپرده بودن، حالا در آستانه‌ی ازدواج قرار دارن. اما اشتباه تلخ شهاب، همه‌ی رویاهاشون رو در آتش می‌کشه. آیدا که حاضر نیست عشقش رو از دست بده، برای نجات شهاب قدم به دل خطر می‌ذاره... و درست همین‌جاست که عماد شاهید پا به داستان می‌ذاره.  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: سال بد
  • ژانر: عاشقانه، مافیایی
  • نویسنده: صدف ز
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 4047
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!