دانلود رمان زمان صفر

60,000 تومان

گلبهار با هزار امید و آرزو برای درس و زندگی مستقل راهی تهران میشه. خونه‌ای که مادربزرگش به ارث گذاشته، بهترین جا برای شروع جدیده. اما انگار دنیا هم بلد بود سوپرایزش کنه! چون ارن، همون پسر دایی شلوغ و بلا‌ی بچگی‌هاش، تصمیم می‌گیره همونجا ساکن بشه. حالا به‌جای آرامش، صدای کل‌کل و شیطنت توی خونه پیچیده!

توضیحات

دانلود رمان زمان صفر نوشته نویسنده مدیا خجسته pdf بدون سانسور

عنوان اثر: زمان صفر

پدید آورنده: مدیا خجسته

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 3653

معرفی رمان زمان صفر

گلبهار با هزار امید و آرزو برای درس و زندگی مستقل راهی تهران میشه. خونه‌ای که مادربزرگش به ارث گذاشته، بهترین جا برای شروع جدیده. اما انگار دنیا هم بلد بود سوپرایزش کنه! چون ارن، همون پسر دایی شلوغ و بلا‌ی بچگی‌هاش، تصمیم می‌گیره همونجا ساکن بشه. حالا به‌جای آرامش، صدای کل‌کل و شیطنت توی خونه پیچیده!

بخشی از رمان زمان صفر

نمیدانم حرفش لرز به تنم می اندازد یا صدای بم و کشدار و چشمان عجیبش که مانند تیر خلاصی چشمانم را نشانه گرفته و برایم اتفاق آن روز را تداعی می کند. با ترس نامحسوسی به اطرافم نگاه میکنم و میگویم: میرم ولی فکر نکن کوتاه اومدم فقط حالم داره از این جو و تک تک آدماش به هم میخوره و دلم نمیخواد بیشتر از این تو این شرایط باهاتون هم کلام شم. این کار مزخرفتم کنار باقی حساب کتابام باهات مینویسم یه گوشه نگاهم میکند و دو طرف لب هایش کش می آید. دست هایش را باز می کند و میگوید: من همیشه واسه حساب پس دادن بهت آماده ام. میدونی که؟ خودش را به سمتم هل میدهد اما قبل از اینکه برخوردی داشته باشیم سینه اش را به شدت عقب هل میدهم و با قدم عقب هل میدهم و با های بلند به سمت در می روم. می روم. مسیر خانه تا اتاقک سمت دیگر حیاط را با تمام سرعت میدوم.

و همین که به اتاقم می رسم در را چند بار از پشت سر قفل میکنم به خودم لعنت میفرستم که دوباره در مقابل کارهای آزار دهنده اش کوتاه آمده ام با حرص روی تخت مینشینم و سرم را میان دستانم میگیرم نمیدانم چقدر میگذرد که صدای گاز موتورها مرا دوباره تا پای پنجره میکشاند دختر پسرها دوتا دوتا پشت موتورها مینشینند و با سر و صدای گوش خراشی یکی یکی از باغ بیرون میروند نفس راحتی میکشم و همانجا پایین پنجره روی فرش مینشینم محال است امشب تا صبح خواب به چشمم بیاید نه حالت نگاهش ، نه آن جو فاسد و آزاردهنده و نه بوی نوشیدنی هایشان لحظه ای فراموشم نمی شود. سرم را روی زانویم میگذارم و چشمم به قاب عکس خندان ننه جون روی میز کوچک کنار تختم می افتد. تمام سعی ام را میکنم تا همان گلبهار محکم لجبازی باشم که هرگز پا پس نمیکشد و تا تهش پای قول هایش می ایستد.

اما اگر نتوانم چه؟ از تنهایی و زندگی در این خانه ی بزرگ و خالی نمیترسم اما چشمهای یاغی و پر از نفرت ارن و کارهایی که برای بیرون کردن من از این خانه میکند گاهی مرا به حدی پشیمان میکند که دلم میخواهد همه چیز را پشت سرم جا بگذارم و برگردم هر چه بیشتر میگذرد و بیشتر میشناسمش ، بیشتر یقین پیدا میکنم که این انسان نه بویی از آدمیت برده و نه چیزی به نام محبت برایش معنا دارد. چشمانم را میبندم و نفس بلندی میکشم. ذهنم بی اختیار به اولین روزی سفر میکند که او را شناختم. یا شاید هم بهتر است بگویم آخرین روزی که بدون او و دردسر هایش گذشت. از همان روز است بگویم آخرین روزی که بدون او و دردسرهایش گذشت. از همان روز بود که انگار در زندگی هرگز هیچ چیز مانند سابق نشد و طوفانی از اتفاقات به هم پیوسته ، مسیر زندگی آرامم را در هم شکست.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
گلبهار با هزار امید و آرزو برای درس و زندگی مستقل راهی تهران میشه. خونه‌ای که مادربزرگش به ارث گذاشته، بهترین جا برای شروع جدیده. اما انگار دنیا هم بلد بود سوپرایزش کنه! چون ارن، همون پسر دایی شلوغ و بلا‌ی بچگی‌هاش، تصمیم می‌گیره همونجا ساکن بشه. حالا به‌جای آرامش، صدای کل‌کل و شیطنت توی خونه پیچیده!
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: زمان صفر
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: مدیا خجسته
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 3653
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک های دانلود
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!