دانلود رمان زرنیخ

40,000 تومان

قتل‌های زنجیره‌ای، یک راز سر به مهر و سازمانی که دروغ می‌گوید… زرنیخ سال‌ها پنهان بود، تا اینکه یک زن همه‌چیز را تغییر داد. حالا لاریسا، بازرس قدیمی، در گرداب عشقی کشنده و انتقامی سوزان گیر افتاده است. آیا می‌تواند قبل از آنکه دیر شود، خود را نجات دهد؟

 

توضیحات

دانلود رمان زرنیخ نوشته نویسنده آمنه آبدار pdf بدون سانسور

عنوان اثر: زرنیخ

پدید آورنده: آمنه آبدار

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 775

معرفی رمان زرنیخ

قتل‌های زنجیره‌ای، یک راز سر به مهر و سازمانی که دروغ می‌گوید… زرنیخ سال‌ها پنهان بود، تا اینکه یک زن همه‌چیز را تغییر داد. حالا لاریسا، بازرس قدیمی، در گرداب عشقی کشنده و انتقامی سوزان گیر افتاده است. آیا می‌تواند قبل از آنکه دیر شود، خود را نجات دهد؟

بخشی از رمان زرنیخ

پرونده را ورق زد و کمی این طرف و آن طرفش کرد پرونده نا آشنایی نبود… دست کم هر کسی که دستی در قانون داشت زرنیخ را میشناخت اما جای تعجب داشت که چرا بعد از چندین ماه پرونده را به سازمان آنها سپرده بودند. کمیسر فلشی از جیبش در آورد و به دست سرباز کناری اش داد. سرباز بلافاصله مشغول وصل کردن فلش و تنظیم پروژکتور شد. روی پرده سفید رنگ بزرگی که مقابل میز بود تصاویری به نمایش در آمدند. اولین تصویر مربوط به مردی غرق خون با صورتی کبود و گردنی بریده شده بود. لاریسا بلافاصله بعد از دیدن تصویر نگاهش را روی پرونده سوق داد و آن را بررسی کرد.صدای کمیسر در سالن بزرگی که جز لاریسا و استفان و تیمشان کسی نبود طنین انداخت تام هکتور نهمین مقتولیه که با شواهد و مدارک مشترک با هشت قتل قبلی زرنیخ منطبقه همزمان برگشت و از روی میز کوچک پشت سرش کیسه ای برداشت و آن را بالا گرفت تا همه ببینند.

این کارت رو همه میشناسید…بعد هر قتل کنار جسد رها میشه.سراسر کارت از سرخی خون پوشیده بود اما همه آن را میشناختند؛ یک کارت با علامتی مخصوص شبیه به امضای زرنیخ با دقت بیشتری مشغول گوش دادن به حرف‌هایش شدند تا اطلاعات اولیه را به خوبی به یاد بسپارند. آموزشات سخت سازمان به آنها یاد داده بود که در لحظه هر اطلاعاتی را که دریافت میکردند تحلیل کنند. کمیسر کیسه را سر جای قبلی خودش گذاشت و با جدیت بیشتری ادامه داد: زرنیخ به دیوونه عادی نیست… اون رسما به هیولای آزاد و سرکشه که هر جا خواست خون میریزه اون خون خواره نگاه لاریسا به طور خودکار به سمت پرونده برگشت که نامش را از زبان کمیسر شنید و فهمید باید فعلا قید پرونده را بزند و حواسش را به حرف های او بدهد. پرونده بالاخره به سازمان ما رسیده

و خودتون میدونید که این سازمان آخرین مرحله حل پرونده های جناییه نگاهش را روی باقی اعضای تیم گرداند.به همتون اطمینان کامل دارم دوران آموزشتون در جریان چنین پرونده هایی بودید و حتی سابقه حل یکی از اونارو هم دارید. نفسی گرفت و ابرویی بالا انداخت.مردم حساسن میترسن بفهمن همه چی میفته گردن قانون و یقه همه ما رو می گیرن… آروم و بی سر و صدا پیش برید تا رسانه ها همین جوری بی خبر بمونن آخر این ماجراها رسوایی بود؛ همه میفهمیدند و آشوب به پا میشد تا همان جا هم این همه مدت پنهان کاری ریسک بزرگی بود.ویلیام مانند همیشه داشت راحت صندلی را با یک ریتم به این طرف و آن طرف می چرخاند و خودکارش را در هوا تکان میداد. عجیبه که تا الان رسانه ها نفهمیدن کمیسر در کمال تعجب زمزمه آرامش را شنید و گفت: کلی آدم روش سرپوش گذاشتن که هنوز از اداره و سازمان ها خبرش خارج نشده.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
قتل‌های زنجیره‌ای، یک راز سر به مهر و سازمانی که دروغ می‌گوید... زرنیخ سال‌ها پنهان بود، تا اینکه یک زن همه‌چیز را تغییر داد. حالا لاریسا، بازرس قدیمی، در گرداب عشقی کشنده و انتقامی سوزان گیر افتاده است. آیا می‌تواند قبل از آنکه دیر شود، خود را نجات دهد؟  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: زرنیخ
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: آمنه آبدار
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 775
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!