دانلود رمان بازوبند طلایی

تماس بگیرید

بالهای طلایی کای نماد آزادی است، اما سرنوشت او را به زمین و به آغوش مردی سوگوار گره زده است. وقتی این پدر جایگزین بیمار میشود، کای در سفری حماسی هم به دنبال درمان میگردد و هم به جستجوی هویت گمشدهاش میرود. هر قدم او در خاک مصر باستان، پرده از معماهای عمیقتری برمیدارد…

توضیحات

دانلود رمان بازوبند طلایی نوشته نویسنده Aramis-H pdf بدون سانسور

عنوان اثر: بازوبند طلایی

پدید آورنده: Aramis H

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 393

معرفی رمان بازوبند طلایی

بال‌های طلایی کای نماد آزادی است، اما سرنوشت او را به زمین و به آغوش مردی سوگوار گره زده است. وقتی این پدر جایگزین بیمار میشود، کای در سفری حماسی هم به دنبال درمان میگردد و هم به جستجوی هویت گمشدهاش میرود. هر قدم او در خاک مصر باستان، پرده از معماهای عمیقتری برمیدارد…

بخشی از رمان بازوبند طلایی

با چشم هایم به پدرش اشاره کردم، همان زمان هم نگاه پدر پادوک به ما افتاد و با عجله و خشمگین به سمتمان آمد.فریاد زد:پسره ی دست و پا چلفتی باز هم واسه من خسارت به بار آوردی هان؟ بیا اینجا ببینم پادوک نگاهی به پشتش انداخت و شتاب زده این سو و آن سو را از نظر گذراند. گفت: و آن سو را از اوه خدای من بابام از کجا پیداش شد؟و سپس بلافاصله به سمت خانه ی خانم سوانت دوید. خانم سوانت زن میانسال و مهربانی بود که من و پادوک از کودکی در چنین مواقعی به خانه ی او پناه میبردیم. منتظرم باش کای بابام رو دست به سر کنم به سفر ادامه میدیم. با لبخند سرم را به طرفین تکان دادم من با این پسر لاغر و اسکلتی هرگز همسفر پدرش به من رسید و با همان اخمها ولی لحن همیشه محبت آمیزش پرسید:نمی شده- کای پادوک کجا رفت؟ با لبخند گفتم:نمیدونم تا شما رو دید فرار کرد. دو بار روی شانه ام زد و با گفتن «بعداً حرف میزنیم» دور شد.

هنوز از شهر خارج نشده بودم که متوجه شدم من هرگز بیرون شهر نبوده ام و هیچ‌اطلاعاتی هم در این باره ندارم. چشمم به یک پیرمرد ضعیف افتاد مردی ریش سفید با لباس های فرسوده و عصای چوبی در نزدیکی خروجی شهر نشسته بود. این مرد برای خودش یک معما و حتی یک افسانه محسوب میشد؛ زیرا هیچکس از آمدن او به شهر یعنی چگونه و چه زمانی و برای چه آمده خبر نداشت. حتی گفته میشود که او قبل از بنای شهر در این مکان حضور داشته.می گویند این پیرمرد مانند مجسمه ابوالهول دانا بوده و جواب تمام سوال های مردم شهر پیش اوست.باید از این امر مطمئن میشدم پس مقابل او زانو زده و گفتم: مرد دانا من دارم به به سفر میرم نمیدونم چجوری و چطور این کارو کنم ولی…به چشمان پیرمرد که از میان شال فرسوده و موهای بلندش به سختی دیده میشد، چشم دوختم،

ادامه دادم: ولی من یه هدف دارم اونم پیدا کردن پاپیروس برای درمان پدرم به نظرت چطور انجامش بدم پیرمرد سرش را کمی بالا آورد. و با صدای ضعیفی پرسید: آیا از اعماق وجودت این خواسته را داری.لبخند زدم و بی تردید گفتم- بله!عصایش را از روی زمین برداشت و به صورت ایستاده میان دستانش گرفت.تو با شخصی آشنا خواهی شد که تمام گذشته و آینده را مبهم میسازد این شخص به تو یاد آور میشود که گذشته آنچنان که به نظر می رسید نیست و آینده آنطور که احتمال می رود، نخواهد بود.سخنان به ظاهر خردمندانه او به من این احساس را داد که به راستی داناست؛ هر چند باید دید آیا چنین شخصی به زندگی ام خواهد آمد یا خیر.اگر چنین اتفاقی رخ داد برگشته و پیرمرد دانا را به عنوان پیشگو نیز معرفی خواهم کرد در واقع شاید او از این کار خوشحال نشود.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
بال های طلایی کای نماد آزادی است، اما سرنوشت او را به زمین و به آغوش مردی سوگوار گره زده است. وقتی این پدر جایگزین بیمار میشود، کای در سفری حماسی هم به دنبال درمان میگردد و هم به جستجوی هویت گمشدهاش میرود. هر قدم او در خاک مصر باستان، پرده از معماهای عمیقتری برمیدارد...  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: بازوبند طلایی
  • ژانر: عاشقانه، فانتزی، معمایی
  • نویسنده: Aramis H
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 393
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک های دانلود
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!