دانلود pdf رمان شاهد از دلی مسلمی با لینک مستقیم

تماس بگیرید

توضیحات

خرید و دانلود رمان شاهد از دلی مسلمی با فرمت‌ های pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

داستان دختری به اسم نوراست که از خانواده نسبتا ضعیفیِ..! نورا از عطر خاصی به اسم شاهد استفاده می کنه که تعصب خاصی به عطرش داره. یه روز متوجه میشه عطرش بوی همیشگی ش رو نداره.. میره عطر فروشی تا علتش رو جویا شه..فروشنده باهاش برخورد تندی می کنه.. صاحب برند شاهد بطور نامحسوس به نمایندگی های برندش سر میزنه..اون روز به طور اتفاقی وارد اون عطر فروشی شد و متوجه برخورد تند فروشنده با نورا میشه…

خلاصه رمان شاهد

“پارسا” نتونستم خودم رو کنترل کنم! همه سعیم رو کردم اما تهش عصبی شدم. خداروشکر که خودش خواست پیاده شه. وگرنه نمی دونم با این اعصاب ضعیف و غیر قابل کنترلم چه اتفاقی می افتاد! رفتار ضد و نقیض نورا متعجب و سر درگمم می کرد. نمی دونم واقعا ازم بیزاره یا نه!… اگه بیزاره چرا عکسم رو طراحی کرده …مگه چقدر منو می شناسه! مشتم رو به فرمون کوبیدم. سرم رو با کلافگی تکون دادم. بلند با خودم غر زدم: -راست میگه دختره،بلند میشی می رسونیش که چی بشه…

معلومه متوجه میشه. حواست بهش هست معلومه می فهمه ازش خوشت میاد. حالا خوب شد که اینجوری ضایعت کرد حقت رو خوب گذاشت کف دستت. چت شده تو پارسا! چرا انقد سست عنصر شدی! دستم رو تو موهام بردم با کلافگی ادامه دادم: -حق با اونه… ما مگه چقدر باهم راحتیم که وقتی منتظرش بودم سختش نشه! شاید واقعا حق با نوراست من بیخودی عصبی شدم! نمی دونم! اما ظاهرا اشتباه فهمیدم فکر می کردم نورا از من خوشش میاد. اما حالا که دوست نداره کاری براش انجام بدم و کنارش باشم منم بهش احترام می زارم!

درستش هم همینه!… گاهی وقت ها آدم اونجوری که تصورش رو می کنه نمی شه !…. نگاهم رو به آیینه انداختم.به چشم هام خیره شدم… نمی شناختمش! انگار دیگه خودم رو نمی شناختم! بلافاصله نگاهم رو برداشتم و به روبرو خیره شدم. حال عجیب و نا آشنایی داشتم که برام خیلی تازگی داشت!… خیلی دلم می خواست برگردم همونجایی که پیادش کردم. دختره کله شق مغرور!… نفس عمیق کشیدم و با خودم گفتم: -اخلاقاش عین خودمه!… با خودم که می تونم روراست باشم!

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
داستان دختری به اسم نوراست که از خانواده نسبتا ضعیفیِ..! نورا از عطر خاصی به اسم شاهد استفاده می کنه که تعصب خاصی به عطرش داره. یه روز متوجه میشه عطرش بوی همیشگی ش رو نداره.. میره عطر فروشی تا علتش رو جویا شه..فروشنده باهاش برخورد تندی می کنه.. صاحب برند شاهد بطور نامحسوس به نمایندگی های برندش سر میزنه..اون روز به طور اتفاقی وارد اون عطر فروشی شد و متوجه برخورد تند فروشنده با نورا میشه...
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!