توضیحات
دانلود رمان پینار از ریحانه کیامری pdf کامل بدون سانسور
دانلود رمان پینار از ریحانه کیامری با لینک مستقیم
نویسنده : #ریحانه_کیامری
✨ ژانر : #عاشقانه
📑خلاصه: چمدانش را پشت سرش میکشید و نگاهش روی پارچه ی مشکی رنگ وصل شده بر سر در خانه ی پدریاش خیره ماند . از اینکه بعد از ده سال در چنین شرایطی برگشته بود حس ناخوشایندی داشت . هیچ وقت دلش نمیخواست برود ولی خواسته بودند که برود …چه میتوانست بکند … پسر بزرگ خانواده بود !چشم و چراغ پدر و امید مادر ….ولی دست روزگار کاری کرد که ده سال در غربت بماند و حاال در این بلبشو بازگردد …
قسمتی از رمان پینار
این پا و آن پا میکرد برای رفتن به اتاق یگانه. شب از نیمه گذشته و همه جا ساکت و خاموش! اگر نمیرفت صبح نمیدانست باید کجا برود و چه کند. از طرفی سوئیچ ماشینش را هم میخواست. با همان بالاتنهی برهنه و شلوار ورزشی در حالی که موهایش دورش ریخته بود به طرف اتاق یگانه رفت. چند باری آرام با نوک انگشت به در ضربه زد و وقتی هیچ صدایی نیامد. شدت ضربه را بیشتر کرد اما باز هم خبری نشد! این بار با کف دست به در کوبید و صدایش زد: خوابی؟ بیا درو باز کن. همچنان صدایی نیامد با خود گفت: نکنه غش و ضعف کرده؟! دست روی دستگیره در گذاشت و بازش کرد. وارد اتاق شد و از دیدن آنچه مقابلش بود نفسش در
سینه حبس شد… بی اختیار و بدون فکر به عواقب کارش وارد اتاق یگانه شد و در فاصلهی نیم متری از تختش ایستاد. یگانه به پهلو خوابیده و هندزفری در گوش موبایلش کنار بالشتش افتاده بود. پیراهن و شلوار خواب صورتی با راه راههای سفید تنش بود بوی توت فرنگی از همان فاصله هم مشامش را قلقلک میداد و آبشار موهای طلایی رنگ یگانه که پریشان به دورش ریخته بود داشت وسوسهاش میکرد بینیاش را در میان خرمنشان فرو کند و عمیق نفس بکشد… چهرهی مظلوم و تکیدهی یگانه در نور چراغهای محوطهی عمارت که از پنجره به داخل میآمد با آن قطرات اشک نصفه نیمه خشک شده بر گونهاش، معصومیت بیحدی را …















