دانلود رمان همزاد مرگ با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر

تماس بگیرید

توضیحات

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان همزاد مرگ با فرمت PDF، حجم کم

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان همزاد مرگ نسخه بدون سانسور لینک مستقیم

راوی : سوم شخص
تعداد صفحات : 1291
نویسنده رمان : fatemeh94
ژانر : #غم_انگیز

خلاصه:
داستان دختریه که دزده و کیف پسری رو میدزده ، اتفاقایی باعث میشه پدر همین پسره دختر رو به کارگاهش بیاره تا اینکه پسر بزرگ این پدر عاشق دختره میشه و …
اتفاقاتی که برای این دختر میفته غم انگیز و گریه آوره …

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان همزاد مرگ

قسمتی از متن رمان:
به زندگی چنگ انداخته بود… از همان ابتدا که
جنینی نارس بود و مادرش از باالی بام پرید… بعدتر که زیر
کتک های برادرش جان نمی کند یا حتی زمانی که کودکی
نکرده، هلش دادند در بستر گرگ …

حاال بیست و دو سال بود که هنوز بی آن که بداند چرا به
زندگی چنگ زده بود… چندسال دیگر می توانست کابوس
ببیند، آینده ی نامعلوم و دلهره ی دستگیری را تحمل کند و با
این حال بدحال سر کند؟ شاید این بار نوبت زندگی بود که
برای گرفتن دست های او جلو بیاید …

همزاد مرگ

 

دور مچ دست هایش انگار دو حلقه ی آتش بسته بودند. با تمام جانش دست و پا می زد که آزاد شود. پا می کوبید و تخت زهوار در رفته به قیژ قیژ افتاده بود. هرچه جان کند بی فایده… هرچه ضجه زد به دیوار خورد و به گوش هایش برگشت.

صدای لخ لخ کفش هایش را شنید… آخ که برگشته بود… آخ که دیگر دیر بود… دست هایش مثل گوشت سلاخی شده از میله های تخت آویزان و بی حرکت ماند. شبیه لاشه هایی که هرچه بگردی نبض ندارند به انجماد افتاد. سایه اش زودتر از خودش بر نعش روی تخت آوار شد… سایه ای که عجیب وزن داشت…خودش که جای سایه اش را گرفت…

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان همزاد مرگ

همچنان که وحشیانه هوا را به سینه می کشید پلک هایش تا آخرین حد باز شد. تاریکی هوا مرز خواب و بیداری را کمرنگ کرده بود. چنگ انداخت به سیاهی مقابلش… دست هایش را در هوا تکان تکان می داد که دورش کند.

دست هایش از لابلای تاریکیِ پوچ سر می خورد و پایین می افتاد. چشم هایش که به تاریکی خو کرد تازه تازه حواسش برگشت.

زیر نور کم جان شب گلدان های روی طاقچه را دید. تیک تاک ساعت دیواری را شنید.

دست کشید کنارش و تشک سفت و نه چندان راحتش را لمس کرد. نگاهش روی چراغ خواب خاموش قفل شد. نفس نفس هایش کم کم آرام تر شد.

پتویی را که گوشه ای جمع شده بود روی تن بی رمقش بالا کشید و جوری در خودش مچاله شد که جنین هم در رحم مادر اینطور خودش را بغل نمی گرفت و …

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان همزاد مرگ

دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf

  • اشتراک گذاری
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!