دانلود رمان قفس با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر از ناب رمان

تماس بگیرید

توضیحات

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان قفس با فرمت PDF، حجم کم

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان قفس نسخه بدون سانسور لینک مستقیم

رمان #قفس ??

✏️ نویسنده رمان: shahtut (راز_س)

ژانر: #عاشقانه #روانشناسی #اجتماعی

پرند زندگی خوبی داره، کنار پدرش خیلی شاد زندگی میکنه، تا اینکه پدر عزیزش فوت میکنه، بعد از مرگ پدرش برای دادن سرپناهی به خانواده اش، مجبور میشه با پسر پدرش ازدواج کنه…

چشم از تقویمی که با خودکار روی دیوار آبی آسمانی حک شده میگیرم.

چهل روز از بیهوش بودنش میگذشت.

چهل روز از اینجا بودن من میگذشت.

چهل روز می گذشت و چهل چقدر در زندگی من نقش مهمی داشت.

اولین باری که شدت حماقت خودم را به همراه نفرت او از بابا درک کردم، اولین شرطش را برای ازدواج بیان کرد.

به گریه افتادم، شاید دلش به رحم آید و تاریخ عقد را به روز دیگری موکول کند.

حتی روز بعد از آن روز…

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان قفس

اما مرغ او یک پا داشت. مثل بابا دستانش را پشت سرش در هم گره زد و گفت: یا همون روز یا خونه رو خالی کنین.

حماقت کرده بودم.

همه چیز، آن را فریاد می زد. قرار بود هیچکس، از این موضوع مطلع نشود. نه المیرا نه پریوش…

استرس… تا رسیدن به آن روز از من چوب خشکی ساخت که در طول روز یک وعده را به زور و اجبار خدمه ی خانه، می خوردم. من با حماقت تمام پیشنهاد ازدواج او را قبول کرده بودم.

ازدواجی که بخاطر المیرا و پریوشی بود که از خوشحالی ماندن در عمارت روی پا بند نبودند و روال زندگی گذشته ی خود را در پیش گرفته بودند.

تنها من بودم که جای خالی بابا را در آن خانه حس میکردم.

آن روز که صدای قرآن در خانه پیچید و همهمه ی رفت و آمدها بلند شد، لباس های سیاهم را تن زدم.

گفته بودم بخاطر بابا و با پوزخند گفته بود دقیقا به همین دلیل آن روز را انتخاب کرده است.

دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf

  • اشتراک گذاری
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!