توضیحات
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان فرنوی از مهسآ با فرمتهای pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم
دختری که عاشق سلبریتی و بلاگر شدنِ، دختری که برای رسیدن به مشهورترین و معروفترین خواننده دست به بلاگر شدن میزنه.
دختر کوچولوی چموشی که برای نزدیکی به سلبریتیِ خشن به عنوان عکاس وارد صحنه میشه اما شبونه شاهد قتلی میشه که ورق زندگیش یک شبه برمیگرده!.
سلبریتی خشنی که با مدیربرنامهاش دست به یکی میکنه و با کار درست ترین قاتل همکاری میکنه تا شاهد قتل رو از زندگی حذف کنه!
خلاصه رمان فرنوی
انگشتم رو روی آیکون برنامهی اینستاگرام کشیدم و وارد پیج خوانندهای شدم که به تازگی زیاد سر و صدا کرده بود.
موهای بور و خوشفرمی داشت، هیکل مردونه و چهارشونهاش لای پای هر دختری رو خیس میکرد. از فکر بهش لبم رو گزیدم و خودم رو روی تخت انداختم. یعنی میشد یه دختر عادی و معمولی بتونه مخ یه سلبریتی رو بزنه؟!
کلافه نفسی کشیدم و با دیدنِ ناز که با خوشحالی سمتم میاد خیره نگاهش کردم و پرید بغلم و کمرم رو محکم فشار داد و با جیغ گفت:
-باورت میشه مدیربرنامه سلبریتیای که کلی سر و صدا کرده شدم!فِرنوی مه سا شوک شده نگاهش کردم و با جیغ گفتم:
-فاکینگ، جدی میگی لعنتی؟! متعجب نگاهم کرد و با خنده زمزمه کرد:
-آره دختر خاله جونم مدیربرنامه کراشت شدم! لبم رو گاز گرفتم و با هیجان گفتم:
-منم به یه عنوانی ببر اونجا نزدیکش شم. پوکرفیس بهم زل زد و دستش رو زیر چونهاش برد و گفت:
-میدونی باسنم چقد جر خورد تا بتونم همچین کاریُ بگیرم؟!
پشت چشمی نازک کردم و درحالی که گوشیم رو جلوی چشمهای ناز میگرفتم با شوق و ذوق گفتم:
-میخوام بلاگر شم! ناز یکی محکم توی سرم کوبید و گفت:
-گلاره باز جوگیر شدی، گوه نخور بشین سرجات کِی میخوای از رویای دنیای سلبریتیها بیای بیرون؟!
نیشخندی زدم و درحالی که مشغول درست کردن پیجم بودم با لوندی گفتم:
-من عاشق این دنیام، با بلاگر شدن بیشتر دیده میشم حتی ممکنه تو چشم اون سلبریتی لعنتی هم برم..
سری به نشونهی تاسف تکون داد و درحالی که یه پروفایل کیوت میذاشتم پیجم رو از پرایوت بودن درآوردم و پیجم رو باز کردم و تمام پستهام رو پاک کردم و سر و سامون حسابی بهش دادم















