توضیحات
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان سنگاش با فرمت PDF، حجم کم
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان سنگاش نسخه بدون سانسور لینک مستقیم
ژانر : عاشقانه
✏️ نویسنده رمان: ستاره شجاعی مهر
خلاصه :
ارغوان شکوفا مجری برنامه ی تلویزیونی در حال تدارکات جشن عروسی اش با هیراد است که با دامون روبه رو می شود، مردی که در گذشته…
سنگاش
چشمانت را به یاد دارم .آن دو گوی مشکی درشت با مژه های بلندی
که وقتی پلک می زدی و لب هایت روی هم جمع می شد دل مامان و
بابا را می بردی .خنده های از ته دلشان را روی نگاهت می پاشیدند و
تو را عاشقانه در آغوش می گرفتند .بابا تو را با دست هایش بلند می
کرد و توی هوا می پراند .
می خندیدی و دوباره به آغوش دستان گرمش برمی گشتی .
مامان چیکار می کرد؟ لازم نیست خیلی فکر کنم .مامان فریبا برایت
برس صورتی رنگ گرفته بود .همان برسی که در پاساژ پشت ویترین
یک اسباب بازی فروشی دیده بودی و لجش را گرفتی .نیازی به پا
کوبیدنت نبود .هرچه می خواستی مامان فریبا فوری در اختیارت می
گذاشت
تو را می نشاند روی پاهایش و موهای لخت مشکی ات را شانه می کرد
و زیر گوشت شعر می خواند .آن هم به زبان کودکانه .هر وقت کنار
مامان فریبا بودی من می توانستم خنده اش را ببینم .همان لبخندهایی
که خوشگلش می کرد و اما از نگاه من دریغ می شد.
همیشه به موهای لخت بلندت حسودیم می شد .اخه تو که یادت نمیاد
موهای من فرفری بود و قهوه ای .به زور برس هم صاف نمی شد .
گاهی یواشکی می رفتم اتاق مامان و بابا .
بعد از داخل کمد دیواری سشوار مامان فریبا را برمی داشتم تا بتوانم به موهایم فرم حرارت
بدهم و کمی صافش کنم .به پای موهایت نمی رسید .مال تو ابریشمی
بود .این را مامان فریبا می گفت و من توی دلم غصه می خوردم که چرا
موهای من نباید ابریشمی باشد
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان میراث من عذاب با فرمت PDF، حجم کم
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان جدید سنگاش
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان جدید سنگاش















