توضیحات
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان زندگی یک لیلی نسخه بدون سانسور لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان زندگی یک لیلی نسخه بدون سانسور لینک مستقیم و رایگان
✏️ نویسنده رمان:زهره دهنوی
خلاصه:
رمان زندگی یک لیلی بانوی داستان من ماشین گران قیمت زیر پایش نیست ….. بانوی داستان من غروری از جنس غیرت داردـ……. بانوی داستان من سردی و گرمی روزگار را چشیده….. بانوی داستان من از هر مردی مرد تراست و درپی تمام زنانگی هایش مردی به تمام معناست نام این زن لیلی ست
قسمتی از رمان:
.بسم اللهی گفتم و کفشام رو پوشیدم لیدا با بی قراری گفت:آبجی باز کجا میری؟؟؟میری مغازه ی مش عباس کار،کنی؟؟؟؟؟
لبخندی به روش زدم و درحالی که لپش رو میکشیدم گفتم:برو خواهر من آماده شو که مکتب خونه ات دیر نشه از امتحانت نمونی ها ….
سری تکون داد وگفت:خب آبجی تو بگو کجا میری منم میرم آماده میشم دیگه….
نفسم رو فوت کردم وگفتم؛برآدم فضول صلوات آره دیه کجا میخام برم پ؟؟؟؟ کار بهتر سراغ داری بگو تا برم همونجا….
لیدا با ناراحتی گفت:لهراسب گفته اگه بری اونجا یه فصل کتکت میزنه
با اخم گفتم؛تو از اون لاشخور میترسی؟؟؟؟بعدش اونو سننه اگه عرضه داشت که میرفت یه کار آبرومندی پیدا میکرد لقمه ی حروم نمیاورد سرسفره اون لیلا رو هم حروم خور کنه و به اون وضع گندش بکشونه تو رو هم من با چنگ ودندون هواتو داشتم شیرفهم شدی؟؟؟نفهمم دور و بر اون دوتا پلکیدی که کلامون میره تو هم ها…..
سری تکون داد وگفت:باشه آبجی مواظب خودت باش
به خواهر کوچیک تر از خودم نیگا کردم که با بغض این حرف رو زد سرمو إنداختم پایین و گفتم:یاعلی من رفتم….
ازخونه خارج شدم و سرمو… إنداختم پایین حوصله ی اوقات تلخی های سرصبحی رو نداشتم این همسایه ها فقط چرت میگفتن…..
سرم رو بلند کردم و به آسمون نیگا کردم وگفتم:اوس کریم خیلی چاکریم امیدم به خودته. هوامو داشته باش…
وراه افتادم…..
..
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf















