توضیحات
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان رقص های بی ناز از مهین امراللهی با فرمت PDF، حجم کم
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان رقص های بی ناز از مهین امراللهی نسخه بدون سانسور لینک مستقیم
✏️ نویسنده رمان: #مهین_امراللهی
ژانر : #عاشقانه_اجتماعی_درام
خلاصه :
سدنا بخاطر مشکلات مالی خانواده و محدودیت ها عاشق پسری خوشگذرون میشه و اون پسر رو بت خود می دونه ولی با رها کردن اون پسر، سدنا برای ترس از حرف های بقیه کاری میکنه که شاید بخشودنی نباشه…
••••●ʝ✮ιи
دکمه های پالتوم رو بستم و در حینی که کفش های اسپرتم رو میپوشیدم از مادرم خداحافظی و خونه رو ترک کردم. برای فکر و خیال های عذاب آور که روح و جسمم رو داشت متلاشی میکرد باید هرچه زودتر دنبال کار جدید بگردم و خودم رو از چنگال این عذاب نجات بدم. چشم از کفش هام گرفتم و بالا دادم. مرضیه خانم از خونه شون بیرون اومد با دیدنم لبخند مهربونی روی لبش نشوند و چادرشو لای دندان هاش فرو برد و ضمن احترام جلو رفتم و دست دادم. -سلام خانم عظیمی این موقع صبح جایی میرید؟ انگشت هام رو
همون روی چادرش با محبت و گرم فشردو گفت: سلام عزیزم آره این علیرضا و مصطفی خواب موندن مجبور شدم خودم برم نون بخرم. با لبخند دستمو از بین دستش بیرون کشیدم و برای اینکه زودتر از نگاهش فرار کنم کمی عقب رفتم. -من دیگه باید برم دیرم شده شرمنده. دهن باز کرد تا باز مانند همیشه حرف پسرش رو به صورتم بکوبه که سریع عقب گردم و با قدمهای بلند ازش دور شدم. درخواست بزرگی داشت؛ اینقدر بزرگ که بدون شک توش غرق میشدم و هیچ جوره نمیتونستم کسی رو برای کمک پیدا کنم. هنوز اسم
ارسلان گوشه ذهنم خوابیده و تا بیدارش کنم خیلی طول میکشید پوفی کشیدم و موبایلم رو بیرون آوردم و آدرس رو برای چندمین بار مرور کردم. نگاه سرسری به اسم شرکت انداختم و بسم اللهی زیرلب زمزمه کردم و داخل نگهبانی شدم مرد نسبتاً مسنی که روی صندلی نشسته بود و در حال صحبت با تلفن بود، با دیدنم تماس رو خاتمه داد. -بفرمایید؟ جلو رفتم و گلویی صاف کردم و گفتم: سدنا بیات هستم برای مصاحبه اومدم. دستی به سر کچلش کشید و انگشت به سمت تلفن برد تا هماهنگ کنه منتظر به در و دیوار نگاه کردم …















