دانلود رمان خرابه های دل با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر

تماس بگیرید

توضیحات

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان خرابه های دل با فرمت PDF، حجم کم

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان خرابه های دل نسخه بدون سانسور لینک مستقیم

✏️ نویسنده رمان: الف زاهدی

تعداد صفحات : ۶۸۰+

ژانر : #درام ،#اجتماعی

خلاصه :
داستان دختری رو روایت می کنه که در تضاد عقاید پدر و مادرش قدم در راهی می گذارد

که درس نقطه ی مقابل مادرش یعنی هم نظر با پدرش است

پدری که در نظر مادرش هم پیاله و هم عقیده ی شیطان مجسم اخرت او ست

و او در این بین در کشاکش دیگری هم با دل و عقلش در جدال است

انتخاب شاهزاده ی پورش سواری که دلش را برده و عقلش را هم دزدیده یا شاهزاده ی موتور سوار اخوند تباری که انتخاب مادرش هم هست

و اینکه انتخاب او چیست و اینده ایی که در انتظار اوست…

 

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان خرابه های دل

 مردمک چشمانم طوری بر روی قرنیه ی دیدگانم شناور مانده بود

  که می شد التماس نگاهم را  بیش از پیش در نگاه او انعکاس داد

دستان یخ کرده ام بر روی بازوان قدرتمند او همچون ماری به دور طعمه اش چنبره زده بود

که خودم هم می پنداشتم  اخرین قدرتم را به کار بستم اما لبخند پیروزی او هر انچه  تصور می کردم

را بر باد داد ضربان قلبم انقدر تند می زد که دست دیگرم  این بار بر روی قلبم  خودنمایی می کرد و طوری او را سفت چسبیده بود

که هر ان تصور می کردم قصد بیرون زدن از قفسه ی سینه ام را دارد

نفس هایم به شماره افتاده بودند و انقدر در ان فضای سنگین با دودهای غلیظ سرفه کرده بودم

که سینه ام هم به درد افتاده بود

ولی باز هم قصد سازش نداشتم و می خواستم تا پای مرگ مقابل خواسته ی او و خودم مقاومت کنم

ندایی از درون من را به مقاومت بیشتری سوق می داد

در حالی که لبخند او کم کم محو می شد و خطوطی افقی بر روی پیشانی اش نقش می بست و از من می خواست بیش از این او را اذیت نکنم

و به این بازی خاتمه بدهم  اما من دیگر تسلطی بر روی اعضای بدنم نداشتم

و همچون روبوتی هر انچه ان ندا دستور می داد را انجام می دادم بدنم طوری منقبض شده بود

که خودم هم نمی دانستم چرا این همه به یکباره تغییر کرده ام

همچون دیوار چین در مقابل او  سفت و محکم شده بودم

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان خرابه های دل

و اجازه ی هیچ عبوری را به او نمی دادم

و او با نگاه شیطنت بارش با ان نگاه های دیوانه کننده طوری رمز عبور را فریاد می زد که من نه‚ این بار خود قلبم رمز عبور او را غلط می پنداشت

و باز هم اجازه ی عبور به او را نمی داد نمی دانم قلبم از ان ندا دستور می گرفت

دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf

  • اشتراک گذاری
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!