توضیحات
دانلود رمان تاج دوقلو (جلد اول) از کاترین دویل ، کاترین وبر pdf کامل بدون سانسور
دانلود رمان تاج دوقلو (جلد اول) از کاترین دویل ، کاترین وبر با لینک مستقیم
نویسنده : #کاترین_دویل ، #کاترین_وبر
✨ ژانر : #عاشقانه_فانتزی
📑خلاصه: شاهزاده خانم های دوقلو که در بدو تولد از هم جدا شده اند. یکی ب عنوان ولیعهد بزرگ شده و دیگری به عنوان یک نوزاد گرفته شده و برای ربودن خواهرش، سرقت تاج و انتقام قتل والدین بزرگ شده است. رن گرین راک همیشه میدانست که روزی جای خواهرش را در قصر خواهد دزدید. او که از بدو تولد برای بازگشت به محل قتل والدینش و غصب تنها بازمانده آموزش دیده است، برای به قدرت رسیدن و محافظت از جامعه جادوگرانی که دوست دارد. پرنسس رز والهارت میداند که با قدرت، مسئولیت به وجود میآید. ازدواج در یک پادشاهی وحشیانه در انتظار است، و او اجازه نخواهد داد که موضوع کوچکی مانند بیدار شدن در وسط بیابان در جمع یک آدم ربا بسیار گستاخ (و خوش تیپ) مانع از انجام وظیفه سلطنتی او شود. اما زندگی بیرون از دیوارهای کاخ وحشیتر و زیباتر از آن چیزی است که او تصور میکرد، و جادوگرانی که او مدتها از آن میترسید شاید تبدیل به خانوادهای شوند که هرگز نمیدانست گم شده است. چه کسی قرار است تاج را بگیرد؟
قسمتی از رمان تاج دوقلو (جلد اول)
رز فکر کرد چند تا ساحر دیگر داستانی مشابه داستان تیا داشتند. آیا زندگیشان بهخاطر جنگی که ویلم برای گرفتن انتقام مادرش شروع کرده بود کاملاً زیرورو شده بود؟ بهاینترتیب شاید نفرت روونا و دوستانش هم از او ریشهٔ عمیقتری داشت. رز که تا مچ پا در آب بود به تیا کمک کرد قایق ماهیگیری کوچکی را از سنگهای کنار آب جدا کند. پیرزن قایق را بهسمت موجها هل داد و با چابکی غیرمنتظرهای پرید بالا و سوار شد.
رز پشتسر او شلپشلپکنان توی آب جلو رفت. قایق فرسوده و رنگورورفته بود و هیچ شباهتی به قایقهای سلطنتی سپاه آنادان نداشت. آنها بهقدری بزرگ و محکم بودند که آدم یادش میرفت روی آب است و رز بدون شک قایقهای خودشان را ترجیح میداد. با حالتی شرمزده گفت: «من شنا بلد نیستم.» بهتر بود همین اول کار اعتراف میکرد.
تیا گفت: «خب، پس خوبه که میریم ماهیگیری، نه شنا. نگران نباش. جات پیش من امنه.» اما در ذهن رز واژههای امنیت و ساحران با هم جور در نمیآمدند، بهخصوص بعد از اتفاقی که دیشب افتاده بود. بااینحال، به نظرش رسید که جایش توی قایق پیش تیا امنتر از تنهاماندن توی ساحل است، پس دلوجرئتش را جمع کرد و سوار قایق شد؛ بنابراین همانطور که ساحران دیگر با سردرد از خواب بیدار میشدند، تیا پاروها را برداشت و قایقی را که خودش و رز سوار آن بودند به میان امواج دریا راند.»















