توضیحات
دانلود رمان بی نقص نوشته نویسنده Elsie Silver pdf بدون سانسور
عنوان اثر: بی نقص
پدید آورنده: Elsie Silver
زبان نگارش: فارسی
شمارگان صفحات: 416
معرفی رمان بی نقص
قانونها روشن بود: دست از «دختر مدیر برنامم» بکشم و خودمو نگه دارم. اما حالا نمیتونم. یه تخت، احساسات قابل انفجار و قوانینی که وسوسهشکنیاند. من قبلاً پسرِ نمونه و سوارکار حرفهای بودم؛ حالا مدیر میخواد منو «پاکسازی» کنه و تا پایان فصل دخترش مواظب منه. من پرستار لازم ندارم—بهخصوص نه کسی با شلوار جینِ تنگ و لبخندِ خرابکن. او مرز میذاره، من مرزها رو رد میکنم. نتیجه؟ من بالاخره میدزدمش؛ حتی قلبشو.
بخشی از رمان بی نقص
من شماره تماس اضطراری توام اون به خاطر اینکه تو بهش بی توجهی میکنی گوشیم رو منفجر کرده.» حالا داره و میخنده «من دیگه اونجا زندگی نمیکنم باید اینو بهش بگی.» بهش بگی در حالی که وارد بزرگراه میشم پوزخندی میزنم «آره، اما تو تنها کسی هستی که شغل من رو تایید میکنی و اگه مشکلی پیش بیاد نمی ای که در مورد استعفا دادنم نصیحتم کنی در واقع تو به شغل من گیر افتادی «پس من باید شوهر و بچه هام رو ول کنم تا سوار هواپیما بشم و با تو توی بیمارستان بستری بشم؟» حالا این منو به گذشته بر میگردونه هر وقت که در نوجوانی یا جوانی آسیب میدیدم ویولت بود که از من مراقبت می کرد. تو خیلی خوبی اما حرف درستی زدی فکر کنم اگه تو رو از کول شوهرش بگیرم، ممکنه منو بکشه.» دارم مسخره میکنم من از شوهرش خیلی خوشم میاد که به چیزی رو نشون میده چون هیچوقت فکر نمیکردم
با کسی که به اندازه کافی براش خوب باشه آشنا بشه اما کول هست. اون هم قبلاً نظامی بوده و یه جورایی ترسناکه دلم نمیخواد عصبانیش کنم. خواهرم الان فقط ریز ریز میخنده هنوزم از اون یارو دیوونه میشم و من از این بیشتر براش خوشحال نیستم. اون خوب میشه. اگه به محافظ نیاز داشتی میتونم بفرستمش سر جات؟ و دخترهاش رو تنها بذاره؟ اوه هرگز حالا دیگر نمیخنده در عوض صدای ناله ی آرومی از خودش در می آره میدونی اگه به من نیاز داشته باشی من اونجا هستم اوکی؟ میدونم بقیه نمیفهمن اما من میفهمم اگر نیاز داشته باشی میتوانم اونجا باشم. و این مشکل خواهر کوچیکمه اون منو درک میکنه خودش هم کمی جسوره اون مثل بقیه ی اعضای خانواده ام حرفه ی منو محکوم نمیکنه اما حالا زندگی خودش رو داره من نیازی ندارم که اون منو نوازش کنه اون بچه های خودش رو داره که باید نوازش بشن من خوبم، وی. به زودی با تمام خانواده به دیدنت می آم باشه؟
یا آخر فصل حسابی از خجالتت در می آیم. با یک اسب مسابقه ی شیک با تو مسابقه میدم بزن بهادر سعی میکنم شوخی کنم اما مطمئن نیستم لحنم آنقدر قانع کننده باشد.«آره» جواب میده و قسم میخورم میتونم ببینم که چطور لبش رو میجوه میخواد چیزی بگه اما جلوی خودش رک میگیره احتمالاً میذارم تو برنده شی چون خیلی دلم برات می. سوزه.» میخندم و سعی می کنم حال و هوا رو تلطیف کنم هی برد برده و اون فقط میگه دوستت دارم، رت. مواظب خودت باش اما بیشتر از اون خودت باش وقتی به خودت وفادار بمونی خیلی دوست داشتنی میشی اون همیشه به من اینو یادآوری می کنه. اینکه رت ایتن باشم پسری از به شهر کوچیک نه رت ایتن یک گاوباز از خود راضی فوق العاده معمولاً چشم هام رو میچرخونم اما در اعماق وجودم میدونم که این توصیه خوبیه یکی من واقعی ، دیگری برای نمایش، مشکل اینه که دیگه افراد زیادی مِن واقعی رو نمی شناسن.









