دانلود رمان بی برگشت با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر

تماس بگیرید

توضیحات

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان بی برگشت با فرمت PDF، حجم کم

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان بی برگشت نسخه بدون سانسور لینک مستقیم

✏️ نویسنده رمان: miss.parisa

خلاصه :
عشقی از نوع نفس …
هر کدام نباشند زندگی تمام!
خدا نکند برسد روزی که با لجبازی سرنوشت و تقدیر نفس یکی با نفس غریبه ای گره بخورد … و آن موقع است که دیگری … تمام!
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #غمگین
بی برگشت

یاد سهراب بخیر!
آن سپهری که تا لحظه ی خاموشی گفت:
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست؛
اما …
نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست!
داشتم روی تختم آهنگ گوش میدادم و کلی رفته بودم تو حس و چشامم بسته بودم که یهواحساس کردم رو هوام چشامو باز
کردم دیدم فرهاد من رو بلند کرده و داره می بره سمت آشپزخونه انقدر دست وپا زدم که بالاخره گذاشت من رو زمین منم
حرسم گرفت و هرچی زور داشتم مشت کردم دستامو مدام میزدم رو سینش ولی اون فقط می خندید حرسم گرفته بود از این
که مشتای من هیچ اثری روش نداره.
– بابا انقدر حرص نخور آبجی کوچولو شیرت خشک میشه ها
– خیلی رو اعصابی فرهاد، شاید هیکلم یک چهارم تو باشه اما خیر سرم 2سال از تو بزرگترم آقا کوچولو …

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان بی برگشت نسخه بدون سانسور لینک مستقیم


صدای مامان نذاشت بحثمون رو ادامه بدیم :
– بسه فرهاد انقدر سر به سر لیلی نذار بیاید شام
من و فرهاد همیشه این طوری بودیم مدام با هم کل کل می کردیم و سر به سر هم میذاشتیم ولی هر کی هم نمیدونست من
و فرهاد خوب می دونستیم این کارا همش از روی عشقه واسه من یه دنیا بود و یه فرهاد و یه مامان سیمین، پدرم یک آدم
مغرور و پول دوست بود که فقط از بچگی پولش بهم رسیده و هیچ مهر و محبتی ازش ندیدم و اگه بهم بگن با شنیدم اسم
پدر یاد چی می افتی بدون فکر میگم پول و کتک زدن مادرم، بابای من وقتی بچه بوده توی شیراز زندگی میکرده و وقتی 13
سالش میشه می اد تهران و تا جون داره کار می کنه و انقدر تلاش می کنه و پادویی میکنه تا این که وضع مالیش خوب و
خوب تر میشه و بعد ها یک کارخونه تولید کنسرو غذایی راه میندازه و کارش روز به روز بهتر میشه اما پولش به چه درد ما
میخوره وقتی محبتش نیست و تبدیلش کرده به یک آدم آهنی بدون قلب! اما عوضش یک بابا بزرگ داشتم که 3سال پیش
فوت کرد و من یکی از بهترین آدم های زندگیم رو از دست دادم مردی که همیشه مثل یک بابای مهربون بود و نذاشت من و
فرهاد از دست اون بابای سنگی دق کنیم ولی خیلی زود رفت و من و فرهاد رو بی بابایی کرد

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان بی برگشت نسخه بدون سانسور لینک مستقیم

دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf

  • اشتراک گذاری
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!