دانلود رمان فتان

35,000 تومان

آغاز هر قصه‌ای می‌تواند همین خیابان باشد؛ خیابانی که خاطرات فصل‌ها و سال‌های بی‌شمار را در خود دارد، اما در برابر تغییر آدم‌ها ناتوان است. والدینی که با عشق، کودکانی سالم پرورش داده‌اند، حالا با جوانانی یاغی و بی‌پروا روبه‌رو شده‌اند. ارزش‌ها وارونه شده‌اند و تربیت‌ها بی‌ثمر مانده‌اند. چه شد که راه از خانه تا خیابان، این‌قدر تفاوت پیدا کرد؟

 

توضیحات

دانلود رمان فتان نوشته نویسنده الهام فتحی pdf بدون سانسور

عنوان اثر: فتان

پدید آورنده: الهام فتحی

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 1405

معرفی رمان فتان

آغاز هر قصه‌ای می‌تواند همین خیابان باشد؛ خیابانی که خاطرات فصل‌ها و سال‌های بی‌شمار را در خود دارد، اما در برابر تغییر آدم‌ها ناتوان است. والدینی که با عشق، کودکانی سالم پرورش داده‌اند، حالا با جوانانی یاغی و بی‌پروا روبه‌رو شده‌اند. ارزش‌ها وارونه شده‌اند و تربیت‌ها بی‌ثمر مانده‌اند. چه شد که راه از خانه تا خیابان، این‌قدر تفاوت پیدا کرد؟

بخشی از رمان فتان

صدای زنگ پیوسته ی تلفن ، گردنم را به سمت میز… کارم کشاند.چند بوق خورد و بعد اتوماتیک روی پیغام گیر رفت…نگار جان مامان؟ هنوز دفتری؟ مگه نگفتم خیابونا شلوغه ، یه امشب و زودتر بزن بیرون؟ گوشیت چرا خاموشه؟ نگار نداری صدامو ؟ منتظر تیما ، زود بیاید با سهراب… انحنای لب‌هایم به نیشخندی تلخ آراسته شد.با احتساب ترافیک و مسافت، سهراب الان باید در بینی ام تیر کشید و گلویم سوخت . یقینا لیاقت اشک هایم را نداشت؛ لیاقت قلبی که بعد از سال ها تنهایی گزیدن داشت خودش را عادت می داد که جفت شود.صدای درهم برهم و شلوغی پایین خیابان دوباره نگاهم را سمت پنجره کشید. کمی خم شدم تا بهتر ببینم. درگیری شده بود؛ درست شبیه دیشب و پریشب و شب های قبل…مشتم را به روی سینه ام فشردم؛ پس کی تمام می شد؟ از پنجره فاصله گرفتم و گوشی خاموش شده ی موبایلم را در کیف دستی ام انداختم.

ذهنم درگیر بود و پر تلاطم …مامان منتظر بود و نگران جوابی برایش نداشتم آن لحظه و اصلا زبانم نمی چرخید از بابت توضیح دادن بابا را چه می کردم؟ وصف می کردم این حس خفه کننده ی جانم را نمی گفت تو خودت این کارهای نگار با شک و حدس و حس های زنانه که نمی شود حکم داد؟! کاش گوشی ام خاموش نشده بود؛ می توانستم آن لحظه از صفحه ی روشن موبایلش عکس بگیرم سند خوبی بود. سند تنها گذاشتن نامزدش در شب تولدی که برایش در خانه گرفته بودند ، به بهای منت کشی دختری که فهمیدم صدای مشت‌های کوبنده ای که ناگهانی به در خورد، ابتدا شانه ام را با هول پراند و بعد آب دهانم را با اندکی ترس به پایین سوق داد… آنقدر ضربه ها تند و پشت سر هم شدت گرفت که آن ترس ناگهانی را پس زدم و سمت در دویدم. شاید یکی از همسایه ها نرفته بود و اینک نیاز به کمک داشت. دستگیره را کشیدم و دهانم از بهت باز ماند.

یک پسر جوان ، خمیده و زخمی دست به دیوار گرفته بود و نفس نفس می زد.می‌شه.. بذارید…بیا… داخل ؟ موهای بلند تا روی شانه اش و دانه های درشت عرق اولین مشخصه ای بود که بدجور در چشم می زد. در راه پله صدای دویدن می آمد و جملاتی تند و گنگ که نشان از عصبی بودن گوینده اش داشت. دنبالمن.. خواهش می کنم…شغلم ایجاب می کرد احتیاط کنم اما وضع رقت انگیز پسر و شلوار خونی اش پایی که از ساق خم شده بود و رنگی که هر لحظه میزان زردی اش بیشتر می شد ، دست عقل و منطق را پس زد و در را تا انتها باز کرد..بیا از این طرف…اینجا یک اتاق استراحت داشتم ! از زمان بابا برای چرت نیم روزش استفاده شده بود و بعد که به من رسید تبدیل شد به اتاقی بهتر از آنچه که در خانه داشتم. چیدمانش درست مطابق سلیقه ام بود و هر وقت جلسه ی دادرسی مطابق میل و خواسته ام سپری نشده بود ، شبیه یک مکان امن به آن پناه می‌بردم.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
آغاز هر قصه‌ای می‌تواند همین خیابان باشد؛ خیابانی که خاطرات فصل‌ها و سال‌های بی‌شمار را در خود دارد، اما در برابر تغییر آدم‌ها ناتوان است. والدینی که با عشق، کودکانی سالم پرورش داده‌اند، حالا با جوانانی یاغی و بی‌پروا روبه‌رو شده‌اند. ارزش‌ها وارونه شده‌اند و تربیت‌ها بی‌ثمر مانده‌اند. چه شد که راه از خانه تا خیابان، این‌قدر تفاوت پیدا کرد؟  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: فتان
  • ژانر: هیجانی، عاشقانه
  • نویسنده: الهام فتحی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 1405
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!