دانلود رمان دریاب مرا که شکسته ام

40,000 تومان

«همه می‌دانند سرور برای پول با سیاوش، مردی سی سال بزرگتر از خود، ازدواج کرد. اما زندگی مرفه، او را از خیانت به همسرش بازنداشت. با مرگ ناگهانی سیاوش و بازگشت پسرخوانده‌اش اتابک، سرور باید پاسخگوی اعمالش باشد. در این حال، رازی برملا می‌شود که نشان می‌دهد هیچ‌کس آنچه به نظر می‌آید نیست…»

 

توضیحات

دانلود رمان دریاب مرا که شکسته ام نوشته نویسنده اقلیما pdf بدون سانسور

عنوان اثر: دریاب مرا که شکسته ام

پدید آورنده: اقلیما

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 378

معرفی رمان دریاب مرا که شکسته ام

«همه می‌دانند سرور برای پول با سیاوش، مردی سی سال بزرگتر از خود، ازدواج کرد. اما زندگی مرفه، او را از خیانت به همسرش بازنداشت. با مرگ ناگهانی سیاوش و بازگشت پسرخوانده‌اش اتابک، سرور باید پاسخگوی اعمالش باشد. در این حال، رازی برملا می‌شود که نشان می‌دهد هیچ‌کس آنچه به نظر می‌آید نیست…»

بخشی از رمان دریاب مرا که شکسته ام

تک دکمه ی کت مشکی اش را به نشانه ی احترام بست و رسا گفت مجددا بهتون تسلیت میگم خانم فرخنده اگر کمکی از دست من برمیومد حتما بهم اطلاع بدید. خانم بزرگ مانند همیشه در صحبت کردن از دیگران پیشی گرفت از بزرگواریته پسرم خدا رفتگانت رو رحمت کنه. سرور سرش را به پشتی میل سلطنتی تکیه زده و عرصه ی تزویر آن دو را مینگریست.می دانست هر دو چه سپهر و چه خانم بزرگ در دل از هم متنفر بودند اما در ظاهر تظاهر به دوستی می کردند.سپهر خواست یک دستی بزند برای همین سرش را به سمت سرور چرخاند و او را با فامیلی خودش صدا زد: به شما هم تسلیت میگم خانم رستگار. خان دایی طبق عادتی که دوران جوانی داشت سیبیل شورونش را با لب بالا بالا فرستاد و گارد گرفت: سرور جان دختر و امانت ماست درسته که همسرش و نور چشم ما فوت کرده اما سرور تا هر زمانی که بخواد روی چشم ما جا داره سرور لبخندی به او زد.

او تنها کسی بود که میان این قوم کمی عطوفت سرش میشد. سپهر آب دهانش را قورت داد. معذب شد اما خودش را نباخت حق با شماست تسلیت میگم خانم فرخنده سرور میدانست یکی از اخلاق های بد سپهر این بود که دوست نداشت کسی از او و جملاتش ایراد بگیرد و احتمالا همین حرف کوچک و بدون منظور خان دایی روی اعصابش رفته باشد. در دلش به او خندید و در ظاهر تنها لبخند زد.دقایقی بعد از رفتن سپهر اتابک پیدایش شد. سمت دیگر بیتا نشست و دستش را برای بیتا باز کرد. بیتا سریع دست سرور را رها کرد و در آغوش اتابک خزید.خانم بزرگ برای این که توجه ها را جلب کند حتی به خودش زحمت نداد که از هنجره اش کار بکشد تنها عصایش را بر زمین کوباند. هنگامی که چشم های زوم شده روی خودش را دید با رضایت از اتابک پرسید: عروس میگه وصیت نامه رو چهلم میخونن تو تا کی ایرانی؟اتابک لبخندی به چهره خواب آلود بیتا زد.-تا چهلم باشم احتمالا…

خانم بزرگ سر تکان داد رو به سرور کرد و بی تعارف گفت: اون خدابیامرز احتمالا هرچی داشته رو زده به اسم بچه هاش به جز یک هشتمی که حق رسمی تو به عنوان همسر دوم متوفی ست بعد از اون برنامه ات چیه عروس؟ سرور متعجب چشم درشت کرد مردمک هایش گستاخانه به سمت اتابک چرخیدند. انتظار داشت او را مشتاق ادامه بحث ببیند اما او تنها در سکوت تماشاچی بود.مانند همیشه خان دایی سینه اش را سیر کرد: این چه حرفیه میزنی خواهر من؟ خدا بیامرز شوهرش بوده سرور الان از هممون ناراحت تره. نیشخند سرور نامحسوس بود او ناراحت بود؟ او همان لحظه که دکتر اعلام کرد سیاوش سکته ی قلبی کرده است سوری در سر برپا کرد.اتابک گوشی اش را روی زانو گذاشت آرنجش را به دسته ی مبل تکیه داد و گفت: وقتی شوهرش سه برابرش سن داشته حتما فکر این روزهاش رو هم کرده دیگه مردمک چشمان سرور روی او نشست چشم هایش خشک شده روی او مانده بود. آنقدر خیره او را نگریست که نیش اشک در چشمانش هویدا شد و بعد اولین قطره بر گونه اش سرازیر گشت.اتابک…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
«همه می‌دانند سرور برای پول با سیاوش، مردی سی سال بزرگتر از خود، ازدواج کرد. اما زندگی مرفه، او را از خیانت به همسرش بازنداشت. با مرگ ناگهانی سیاوش و بازگشت پسرخوانده‌اش اتابک، سرور باید پاسخگوی اعمالش باشد. در این حال، رازی برملا می‌شود که نشان می‌دهد هیچ‌کس آنچه به نظر می‌آید نیست...»  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دریاب مرا که شکسته ام
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: اقلیما
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 378
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!