دانلود رمان عشق سوم من | سحر۲۱۳

تماس بگیرید

توضیحات

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان عشق سوم من از ناولستان

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان عشق سوم من

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان عشق سوم من

نام رمان : عشق سوم من
✏️ نویسنده رمان: سحر۲۱۳ کاربر انجمن نودهشتیا
خلاصه داستان :
داستان در مورد زندگیه پر فراز و نشیب دختر ۲۵ ساله ایه که بارها بین دو راهی قرار میگره و …

توی سالن در جایگاه عروس و داماد نشسته بودم.از دوتا چیز تا سرحد مرگ خوشحال بودم.یک اینکه پیش آرایشگر ماهری رفته بودم و دو اینکه مراسم مهم ترین شب زندگیم مختلط نبود و مجبور نبودم بخاطر نامناسب بودن لباسم مثل مارماهی دور خودم بپیچم.
ته سالن از بزرگی معلوم نبود.یه دونه خالم دورم رو گرفته بود و سعی میکرد کمبود مادرم رو حس نکنم..اما مگه میشد…؟همیشه آرزوش بود عروسیِ تک فرزندشو ببینه و حالا…پنج سال جلوتر از پیشم رفته بود.اما بازم وقتی وارد خونمون میشدم بوی عطرش توی دماغ کوچولوم میپیچید.
بغض به گلوم چنگ انداخت.دوست داشتم از اون جمع فرار کنم و برم جای خلوتی اما نمیشد.
چند ثانیه به زور جلوی خودم رو گرفتم تا اینکه فربد دستم رو گرفت و گفت:خانومم اگه خسته ای میخوای بری چند دقیقه توی اتاق پرو؟

یه دنیا ازش ممنون شدم.بلند شدم و با احتیاط برای جلوگیری از پخش شدن روی زمین به سمت اتاق پرو رفتم.اون اتاق فقط مخصوص عروس بود.رفتم توی اتاق و در رو بستم.سعی کردم برای اینکه آرایشم خراب نشه گریه نکنم.

فقط از کیف دستیم که روی میز توالت بود شکلاتی برداشتم و بغضمو باهاش خوردم.
چند ثانیه ای روی صندلی شستم.

همین که خواستم بلند شم زنگ اس ام اس موبایلم بلند شد.

با کلافگی نفسمو بیرون دادم و با خودم غر زدم احمق باید خاموشش میکردی.
دلم میخواست نگاهش نکنم اما فضولی عجیبی برای خوندن پیامکا داشتم.

از کیفم درش اوردم و بازش کردم.ناشناس بود:عروسیت مبارک گلم…
یعنی کی بود؟مثل قوزمیت کنجکاو شدم بفهمم کیه برای همین جواب دادم: شما؟
چند ثانیه بعد جواب اومد:زود فراموشم کردی سئودا خانومی…

دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf

  • اشتراک گذاری
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!