توضیحات
دانلود رمان تاوان دروغ هایت را بپرداز نوشته نویسنده kHAL HARA pdf بدون سانسور
عنوان اثر: تاوان دروغ هایت را بپرداز
پدید آورنده: KHAL HARA
زبان نگارش: فارسی
شمارگان صفحات: 812
معرفی رمان تاوان دروغ هایت را بپرداز
اولین نگاه، کافی بود تا بدونم باید مال من بشه.من همیشه هر چیزی که میخواستم، به دست میآوردم. این روحیهی جنگجو همیشه بخشی از وجودم بود.وقتی فهمیدم دوست پسر داره، خون توی رگهام به جوش افتاد. اما عقبنشینی نکردم. میدونستم آخرش به من میرسه. حتی با دوستام شرط کردم که توی یک ماه، میتونم تسخیرش کنم.همه چیز داشت طبق نقشه پیش میرفت… غافل از اینکه اون به اندازهی خودم، لجوج و سرسخته.
بخشی از رمان تاوان دروغ هایت را بپرداز
باید زودتر خودمو جمع و جور کنم قبل از اینکه متوجه اون شکاف کوچیکی بشه که این لغزش به وجود آورده بشه. فکر میکنم مردم ریس رو دست کم میگیرن بر خلاف اون دو تا رفیق صمیمیش ریس راحت میخنده شوخی میکنه دنبال خوش گذرونیه مردم فکر نمیکنن ضعیفه ولی یه جوری باور دارن نسبت به بقیه نرم تره. من فقط چند هفته است از دور میشناسمش ولی همینم کافی بوده تا بفهمم چقد اشتباه میکنن هنوز چیزی ازش ندیدم که کاملاً ثابت کنه حسم درسته ولی تنشی که ازش ساطع میشه واضحه پشت اون حالت شوخ و بامزه ش به درنده خوابیده . و با دندونای تیز و چشمای گرگ مانند قایم شده زیر یه نقاب قشنگ ولی اگه باهاش بازی کنی یا بهش خیانت کنی شرط میبندم اون درنده نقابشو برمیداره و تیکه پارت میکنه بی رحم میشه. منم علاقه ای به این ندارم که تبدیل به غذای گربه سانهای وحشی بشم واسه همین همیشه سعی میکنم دور و برش نباشم یا آماده رویارویی باشم.
یه جوری برای فاصله انداختن بینمون حتی وقتی با تمام وجود فشار میاره تا نزدیک تر بشه و آره، فشار میاره. از همون روزی که همدیگه رو دیدیم و طی همین چند هفته ی اخیر خیلی واضح بهم فهمونده که میخواد باهام بخوابه وقتی توی راهرو یا سلف سرویس نگام میکنه اون قدر با اعتماد به نفس و عمیق زل میزنه که به لرزش ترس توی ستون فقراتم به وجود میاد. جوری نگام میکنه انگار همین الانشم مال اونم انگار فقط مسئله ی زمانه تا کنار بیام. سرمو آروم تکون میدم سعی میکنم این فکرا رو از ذهنم بندازم بیرون. صاف می ایسته و به سمتم میاد راه رفتنش یه جورایی آرومه انگار هیچ عجله ای نداره قد من یه ذره از صد و هفتاد و دو سانت بیشتره واسه یه دختر قد بلندی حساب می شه. مخصوصاً که قدمای بلندم باعث میشن تند راه برم یه ویژگی که توی زمین بازی برتری حساب میشه ولی وقتی اون قد و قواره ی صد و نود و سه سانتی ریس میاد بالا سرم و سایه میندازه روم حس میکنم به متر کوچیک شدم.
میخواد با هیکلش روم فشار بیاره و مجبورم کنه یه قدم برم عقب ولى من تسلیم این بازیای کنترل کننده ش نمیشم. واسه همینم حالا تقریباً سینه به سینه ایستادیم و من مجبور شدم سرمو کامل بالا بگیرم تا نگاهمونو حفظ کنم اون بدن لعنتیت عزیزم…. واژه ی «بدن رو جوری میگه انگار داره از جام مقدس حرف میزنه نمی خواستم نمایشو قطع کنم.چشمامو ریز میکنم طرفش تازه میفهمم داره از چی حرف میزنه داشتم خم میشدم که همسترینگ هامو باز کنم همون موقع از کنارم رد شد و بعدشم خیلی راحت پشت سرم و استاد. تو اون حالت دقیقاً بهترین زاویه رو داشت از بدنم و تقریباً هیچی جز اون نمیدید. لباس تمرینم همون چیزیه که همیشه میپوشم یه ست دو تیکه ی ورزشی به کراپ تاپ آستین بلند و یه لباس چسبون بایکر سال ها ورزش و کار با وزنه بدنم رو فرم داده ولی بدون خجالت میگم یکی از دلیلایی که این ستو خریدم این بود که یه لیفت اضافه میداد.










