دانلود رمان ارتعاب

40,000 تومان

داستان درباره سحر، دانشجویی است که ناخواسته درگیر یک شرط‌بندی می‌شود؛ شرطی که تنها راه پیروزی در آن، ایجاد ارتباط با پسری است که نفوذ به دنیای او کار آسانی نیست. پسری که توجهی به اطرافش ندارد، اما عاشق بازی و رقابت است. او سحر را با سبک خاص خودش به یک بازی خطرناک می‌کشاند؛ بازی‌ای که قوانینش را فقط او تعیین می‌کند…

 

توضیحات

دانلود رمان ارتعاب نوشته نویسنده ستین pdf بدون سانسور

عنوان اثر: ارتعاب

پدید آورنده: ستین

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 812

معرفی رمان ارتعاب

داستان درباره سحر، دانشجویی است که ناخواسته درگیر یک شرط‌بندی می‌شود؛ شرطی که تنها راه پیروزی در آن، ایجاد ارتباط با پسری است که نفوذ به دنیای او کار آسانی نیست. پسری که توجهی به اطرافش ندارد، اما عاشق بازی و رقابت است. او سحر را با سبک خاص خودش به یک بازی خطرناک می‌کشاند؛ بازی‌ای که قوانینش را فقط او تعیین می‌کند…

بخشی از رمان ارتعاب

وقتی مواد میزنه حرف‌هایی از دهنش بیرون میاد که ممکنه آتیش به یا کنه پس هرچی از دوست و فامیل دور بمونیم بهتره با هر بدبختی بود برای کنکور درس خوندم و رشته ی گرافیک قبول شدم. اکثر وقتمو تو دانشگاه پر میکردم که کمتر خونه بمونم و غرغرهای بابا رو بشنوم مامان بهم پول تو جیبی میداد و من مقداری از اون و برای خودم پس انداز میکردم. هنوزم معتقد بودم جدایی برای مامان بهتره این همه تنش و جنگ اعصاب مامان و به اندازه ی ده سال پیر کرده بود. نگاهی به گوشیم انداختم سارا پیام داده بود:امروز با بچه ها برنامه داریم.و استیکر خنده پشت پیامش فرستاده بود. ابروهامو تو هم کشیدم. مونده بودم چه برنامه ای داشتن دیروز نه سارا نه نگار و حتی مریم حرفی از برنامه نزده بودن کنجکاو شده بودم. میخواستم به سارا زنگ بزنم اما جلوی خودمو نگه داشتم.

لباس پوشیدم و با برداشتن جزوه و کوله‌م راهی دانشگاه شدم. بیشتر مسافت و با مترو می رفتم اون روز تا عصر سر کلاس بودم اما برخلاف بقیه غذا از بوفه نمی گرفتم.نمی خواستم الکی پولامو خرج کنم هر ده هزار تومنم واسم ارزش داشت. همیشه از خونه به لقمه نون و پنیر و سبزی یا کوکو میبردم و دوتا دونه میوه. همین مقدارم سیرم میکرد هرچند دوستام گاهی دلخور میشدن که باهاشون سلف نمیرم اما بهونه م این بود که غذای بیرون با معده م سازگاری نداشت. مجبور بودم این حرف‌ها رو بزنم تا کسی از وضع مالی ما خبردار نشه. بلد بودم حفظ ظاهر کنم اما گاهی همین تفاوت ها باعث میشد از دوستام فاصله بگیرم مثلا هربار در مهمانی‌ها و تولدها شرکت نمی کردم. چون لباس مناسبی نداشتم و از طرفی نمی‌خواستم واسه هدیه ها هزینه کنم. می دونستم که بچه ها از دستم ناراحت میشدن گاهی هم تیکه و طعنه میزدند اما من جوابی نداشتم که بدم.

چند باری هم خواستند بیان خونمون که هربار از زیرش در رفتم اصلا نمی تونستم تصور کنم که یک روز بیان خونمون و بابامو تو اون وضعیت ببینند. تحمل ترحم و نگاه دلسوزانه ی بعدشون و نداشتم. وقتی رسیدم دانشگاه متوجه شدم بچه ها طبق معمول گوشه ای از حیاط دانشگاه دور هم جمع شدن.همیشه همونجا می نشستیم. برای همین پیدا کردنشون کار سختی نبود.جلو رفتم و سلام دادم. نگار برام دست تکون داد و مریم و سارا هم جوابمو دادن. بعد سارا کنار خودش برام جا باز کرد.- بیا بشین.نگاه هر سه تاشون هیجان زده و مشتاق بود.حس کردم تا قبل از رسیدن من در مورد موضوع جالبی با هم حرف زده باشند.کنجکاو نگاهشون کردم و گفتم: جریان چیه؟مریم خندید و گفت:ما یه نقشه کشیدیم.یکی از ابروهامو بالا انداختم.- نقشه ؟گیج نگاهشون کردم که نگار گفت:قراره به بازی کنیم…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
داستان درباره سحر، دانشجویی است که ناخواسته درگیر یک شرط‌بندی می‌شود؛ شرطی که تنها راه پیروزی در آن، ایجاد ارتباط با پسری است که نفوذ به دنیای او کار آسانی نیست. پسری که توجهی به اطرافش ندارد، اما عاشق بازی و رقابت است. او سحر را با سبک خاص خودش به یک بازی خطرناک می‌کشاند؛ بازی‌ای که قوانینش را فقط او تعیین می‌کند…  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: ارتعاب
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی، خوانوادگی
  • نویسنده: ستین
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 812
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!