دانلود رمان محکوم به تن تو

60,000 تومان

سرنوشت هدیه، دختر جوان و ظریف تالار شایگان، با بازگشت جاناتان از لندن به مسیری غیرقابل پیش‌بینی کشیده می‌شود. یک شب مسمومیت، حافظه‌ی هر دو را پاک می‌کند، اما بارداری دو قلو حقیقتی‌ست که نمی‌توان انکار کرد. جاناتان برخلاف سنت‌های اطرافش، او را عقد می‌کند، در حالی که سایه‌ی دوست‌دختر سابقش و فرزند پنج‌ساله‌اش، زندگی تازه‌شان را تهدید می‌کند. هدیه که بار گذشته‌ای پر از راز بر دوش دارد، در حصار شرم و فاصله، عشق جاناتان را پس می‌زند. این روایت، تضاد میان قربانیان خاموش اعتیاد و تجسم یک مرد وفادار را نشان می‌دهد. عشقی که شکل می‌گیرد، فراتر از قضاوت‌ها، دیوارهای جامعه را می‌شکند.

 

توضیحات

دانلود رمان محکوم به تن تو نوشته نویسنده مریم چاهی pdf بدون سانسور

عنوان اثر: محکوم به تن تو

پدید آورنده: مریم چاهی

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 2078

معرفی رمان محکوم به تن تو

سرنوشت هدیه، دختر جوان و ظریف تالار شایگان، با بازگشت جاناتان از لندن به مسیری غیرقابل پیش‌بینی کشیده می‌شود. یک شب مسمومیت، حافظه‌ی هر دو را پاک می‌کند، اما بارداری دو قلو حقیقتی‌ست که نمی‌توان انکار کرد. جاناتان برخلاف سنت‌های اطرافش، او را عقد می‌کند، در حالی که سایه‌ی دوست‌دختر سابقش و فرزند پنج‌ساله‌اش، زندگی تازه‌شان را تهدید می‌کند. هدیه که بار گذشته‌ای پر از راز بر دوش دارد، در حصار شرم و فاصله، عشق جاناتان را پس می‌زند. این روایت، تضاد میان قربانیان خاموش اعتیاد و تجسم یک مرد وفادار را نشان می‌دهد. عشقی که شکل می‌گیرد، فراتر از قضاوت‌ها، دیوارهای جامعه را می‌شکند.

بخشی از رمان محکوم به تن تو

همیشه ایران را دوست داشت با اینکه پدر و مادرش او را در لندن به دنیا آوردند تا بتواند دو تابعیتی باشد و وقتی بزرگ شد امکانات بیشتری نصیبش شود اما ترجیح میداد ایران زندگی کند. دلیلش هم فقط یک چیز بود و همین را کافی میدانست که به محض اتمام دوره فوق لیسانس برای ادامه زندگی به وطن اصلی اش بازگردد. حاضر بود تمام خوشی هایش را از او بگیرند ولی دیگر یک لحظه را برای کنار مادر زندگی کردن. از دست ندهد. صدای تشویق مردم برای فرود ماهرانه خلبان را میشنید اما نگاهش را از پنجره نمیگرفت «رسیدم!»مهماندار جوانی از لحظه ای که سوار هواپیما شد روی او زوم کرده بود آنطور که جاناتان خیره به پنجره با هیجان به باند فرودگاه نگاه میکرد بهانه خوبی دست مهماندار داد تا نزدیک شود و بپرسد: خیلی وقته خارج بودید؟حتی برنگشت نگاهش کند: هوم. یعنی گم شو اجازه بده راحت باشم اما مهماندار مگر می توانست از جوان قد بلند و خوش پوش با آن چشم های سبز و موهای زیتونی که از بدو ورود همه نگاه ها را به خودش خیره کرده بود بگذرد.

-میخوایید تلفنم و بدم با اقوامتون تماس بگیرید؟ گوشه لب جاناتان کمی فرم لبخند گرفت تلفنش و بده یا تلفنم و بگیره؟ دختره احمق! فقط نوک انگشتان دستی که تکیه گاه چانه اش کرده بود به علامت نمیخواهد تکان داد اما باز هم دختر از رو نرفت-فارسی بلدید صحبت کنید؟نمیخواست تا وقتی مسیر خروج خلوت نشده از جایش بلند شود اما انگار نمیشد. کمربندش را سریع باز کرد و ایستاد.نگاه مهماندار زیبا روی اندامش بالا آمد و با دیدن حالت خمیده ایستادن مرد زیادی قد بلند و رعنا لبخند عمیقی زد: کمک نمیخوایید؟ -ممنون.صندلی فرست کلاس (قسمت ویژه) این امکان را به او میداد که با چند قدم کوتاه خودش را به در برساند و از شر مهماندار سمج راحت شود. سریع کوله پشتی اش را از کابین بالای صندلی برداشت و راه افتاد هیچکس قرار نبود به استقبالش بیاید. میخواست مادرش را سوپرایز کند. چمدان بزرگش را از قسمت بار تحویل گرفت.

و بی توجه به نگاه هایی که تعقیبش می کرد از بخش ترانزیت خارج شد هنوز چند قدمی به سمت خروجی اصلی نرفته بود که صدایی آشنا شنید- جاناتان… صبر کن پسر …تمام مسیر ساکت بود و از پنجره ماشین بیرون را تماشا میکرد. حالش گرفته شده بود حس خوبی نسبت به حضور در کنار پسر خاله اش مهیار نداشت. لامصب از بین اون همه مسافر پیدا کردنت مثل آب خوردن بود از بس درازی بلند و چندش آور خندید: اگر خاله ساقی بفهمه اومدی… همین دیشب داشت می گفت نمیدونه چرا هرچی زنگ میزنه جواب نمیدی… من حدس زدم تو راهی… مهگل هم که گفت دیگه مطمئن شدم….مهگل؟! باید تکلیف این یکی را هم خیلی زود معلوم میکرد. هرگز نفهمید کی خاله جان تصمیم گرفت دخترش را به او پیشکش کند. حتی ساقی مادرش هم راضی نبود اما میگفت تا وقتی لندن است؛ قول و قراری هم گذاشته نشده نیازی به نگرانی نیست.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
سرنوشت هدیه، دختر جوان و ظریف تالار شایگان، با بازگشت جاناتان از لندن به مسیری غیرقابل پیش‌بینی کشیده می‌شود. یک شب مسمومیت، حافظه‌ی هر دو را پاک می‌کند، اما بارداری دو قلو حقیقتی‌ست که نمی‌توان انکار کرد. جاناتان برخلاف سنت‌های اطرافش، او را عقد می‌کند، در حالی که سایه‌ی دوست‌دختر سابقش و فرزند پنج‌ساله‌اش، زندگی تازه‌شان را تهدید می‌کند. هدیه که بار گذشته‌ای پر از راز بر دوش دارد، در حصار شرم و فاصله، عشق جاناتان را پس می‌زند. این روایت، تضاد میان قربانیان خاموش اعتیاد و تجسم یک مرد وفادار را نشان می‌دهد. عشقی که شکل می‌گیرد، فراتر از قضاوت‌ها، دیوارهای جامعه را می‌شکند.  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: محکوم به تن تو
  • ژانر: عاشقانه، هیجانی
  • نویسنده: مریم چاهی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 2078
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!