پرتو، دختر سادهایست با دنیایی بیصدا. خدمتکار ساکت و زحمتکش عمارت باشکوهی که دیوارهایش پر از قصههای ناگفته است. نه رویاهای بزرگ دارد و نه توقعی از زندگی… تا اینکه سرنوشت، او را وارد بازیای میکند که هرگز تصورش را نمیکرد. او ناخواسته مجبور به ازدواج با پسر زخمخوردهی این عمارت میشود مردی تلخ، سرد و شکسته. کسی که همسرش ...