توضیحات
دانلود رمان رنجنامه فرنگیس نوشته نویسنده ژاله صفری pdf بدون سانسور
عنوان اثر: رنجنامه فرنگیس
پدید آورنده: ژاله صفری
زبان نگارش: فارسی
شمارگان صفحات: 879
معرفی رمان رنجنامه فرنگیس
آیا این تلنگر، بیداری خزانهای از رنجهای نگفته و زخمهای بیمرهم بود؟ یا نیرویی دیگر؟ زندگی پرپیچوتاب فرنگیس و تقابل پلیس با شبکهی قاچاق مواد مخدر، به سوژهی داغی برای آن خبرنگار تازهنفس بدل شد که…
بخشی از رمان رنجنامه فرنگیس
دیگه حسابی بهم برخورد ناسلامتی من یک خبرنگار بودم بارها و بارها با دزدها و جیب برها مصاحبه کردم و مقاله ها و مطالب خوبی نوشتم حالا مگه این یکی چه فرقی با بقیه داره؟ فقط یکم جرمش سنگینتره ولی اون هم آدمه دیگه…. هر چند که از نظر من اسد آدم نبود؛ ولی به خودم مسلط شدم و گفتم: من از کسی نمیترسم. صدام رو که شنید چشم هاش از تعجب برق زد: پس بنال و مصاحبه رو شروع کن که دیگه داره حوصلهم سر میره. دیگه راه برگشتی نبود باید یه جوری این مصاحبه لعنتی رو انجام میدادم ته دلم چند تا فحش نثار رستمی کردم و دفتر یادداشتم رو از کیفم بیرون آوردم همینطور که تو کیفم دنبال خودکار میگشتم تا مطالب مهم رو یادداشت کنم قیافه آدم های خونسرد رو گرفتم و گفتم: با این سوال شروع میکنم بهتر نبود به جای قاچاقچی به معلم میشدی و به بچه هایی که زندگیشون رو تباه کردی درس زندگی میدادی؟ خودم از این جمله کلیشه ای حالم بهم خورد اسد با صدای بلند خنده رو سر داد خندهای که بیشتر شبیه فریاد بود.
خندهش بند نمیاومد-معلم رو خوب اومدی دختر جون…. درس زندگی… وای… خدایا شکرت. حق داشت اینم حرف بود زدم؟ حتی مأمورها هم بهم با تمسخر نگاه کردن اسد یه دفعه ساکت شد نگاهش کردم باورم نمیشد پرده اشک چشم های سرخش رو پوشونده بود سرش رو پایین انداخت صورتش جوان بود بیشتر از چهل سال نداشت درشت و قوی هیکل بود با اون دستش که آزاد بود سبیل پرپشتش رو صاف کرد: روز اول که رفتم مدرسه رو خوب یادمه ننهم می گفت باید درس بخونی تا مثل بابات نشی باید سرمشق داداش کوچیکترت، بشی، شانس در خونم رو زد و به آقا معلم مشتی گیرم اومد از اونهایی که از همون روز اول ما رو به درس و مشق علاقه مند کرد. نمیدونم علاقهم به آقا معلم بود یا درس و مشق فقط میدونم هیچ جا رو اندازه مدرسه دوست نداشتم دختر جون اگه بهت بگم هر روز تا مدرسه رو میدویدم تا زودتر آقای نوروزی رو ببینم باورت…نمیشه…









