دانلود رمان جنون مبهم

30,000 تومان

برفین دختری است که بعد از فوت مادرش تنها با پدرش زندگی می‌کند. او دلباخته‌ی آذرخش، پسرعمویش است که از کودکی برای هم در نظر گرفته شده‌اند. با این حال آذرخش میلی به او ندارد. اما با گذر زمان، جذابیت‌های پنهان برفین نگاه او را تغییر می‌دهد…

توضیحات

دانلود رمان جنون مبهم نوشته نویسنده سپیده یوسف پور شهریور pdf بدون سانسور

عنوان اثر: جنون مبهم

پدید آورنده: سپیده یوسف پور شهریور

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 611

معرفی رمان جنون مبهم

برفین دختری است که بعد از فوت مادرش تنها با پدرش زندگی می‌کند. او دلباخته‌ی آذرخش، پسرعمویش است که از کودکی برای هم در نظر گرفته شده‌اند. با این حال آذرخش میلی به او ندارد. اما با گذر زمان، جذابیت‌های پنهان برفین نگاه او را تغییر می‌دهد…

بخشی از رمان جنون مبهم

کم مونده بود گریه‌م بگیره برای اینکه این چند روز خونه نبودم سگم رو داده بودم. آذر ، خواهر، آذرخش ، که برام نگهش داره. معلوم بود بدون اطلاع آذر این کار رو کرده. سریع با آذر تماس گرفتم به محض برداشتن تلفن بدون سلام کردن بهش گفتم آذر؟ مکس رو تو دادی به آذرخش؟ آذر شوکه شده گفت: چی؟ با بغض گفتم: سگم رو دادی به آذرخش تمام موهاش رو کوتاه کرده. آذر جیغی کشید و گفت: چیییییی؟ من یه سر اومدم خرید خونه نیستم. حتما خودش کرده من یک ساعت دیگه می.رسم خونه. باشه ای گفتم و قطع کردم. چهل دقیقه ای توی راه بودم. با رسیدن به کوچه ی عمو سریع پول رو حساب کردم و از ماشین پایین پریدم‌. رسیدم در خونشون و پشت سر هم هی زنگ رو می‌زدم. با باز شدن در پریدم تو و بدون توجه به اسانسور دو طبقه رو دویدم بالا. با دیدن عمو و زن عمو تو درگاه در یک لحظه خجالت کشیدم. عمو با نگرانی گفت: چی شده دختر جون به لبمون کردی.

نفسی کشیدم با خجالت :گفتم هیچی عمو با آذرخش کار دارم. عمو خنده ای کرد و گفت: بیا تو عروسک اونم تو اتاقشه. به زن عمو هم سلامی دادم. به سمت اتاق آذرخش با تند کردم بدون در زدن یک دفعه ای وارد اتاقش شدم. با خنده ی مرموزی روی تختش نشسته بود مکس که روی زمین کنار پاش نشسته بود پرید سمتم تندى بغلش کردم و همه جاشو وارسی کردم. موهاش رو به قدری زشت و کوتاه بلند زده بود که صورتش از ریخت افتاده بود. سریع صدامو بالا بردم و گفتم به چه حقی باهاش اینکار رو کردی؟ خنده ای از سر بدجنسی کرد و گفت: دوست دارم تلافی این مدتی که اذیتم کردی تا تو باشی پا رو دمم نذاری. برای اولین با جوابش رو دادم: دم؟ دم تو که همه جا وله جمعش کن زیر پای کسی نره. با یک خیز بلند پرید سمتم که جیغی از سر ترس کشیدم.از جیغم مکس هم ترسید. تندی پریدم تو سالن آذرخش هم دنبالم میومد.

پشت سر هم می‌گفت صبر کن نشونت بدم دمم کجاس که پای تو می‌ره روش. با جیغ جیغ توی سالن می.چرخیدم‌. عمو و زن عمو هم از آشپزخونه اومدن بیرون و با تعجب به ما نگاه می‌کردن. سریع پشت عمو قایم شدم عمو با حیرت به منو آذرخش نگاه می‌کرد که دوشون می‌چرخیدیم. عمو دستاشو باز کرد که من پشتش قرار بگیرم آذرخش هم مجبوری وایساد. عمو با عصبانیت گفت: چی شده؟ چرا افتادید به جون هم؟ قبل آذرخش من سریع گفتم عمو ببین چیکار کرده با مکس موهاشو برداشته قیچی کرده. عمو با دیدن مکس که توی بغلم مچاله شده بود گفت: اول بذارش زمین سگ زبون بسته رو از ترس تو خودش مچاله شده چیزی ازش معلوم نیست. محکم تر گرفتمش و گفتم: اصلا ایندفعه لابد می‌خواد دست و پاشو قطع کنه. عمو خنده ای کرد و گفت کاری نمی‌کنه بذارش زمین. آذرخش هم دست به سینه با پوزخند منو نگاه می‌کرد.گذاشتمش زمین که خودش باز هم چسبید به پاهام. زن عمو که تونسته بود تازه صورتش رو ببینه خندش گرفت.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
برفین دختری است که بعد از فوت مادرش تنها با پدرش زندگی می‌کند. او دلباخته‌ی آذرخش، پسرعمویش است که از کودکی برای هم در نظر گرفته شده‌اند. با این حال آذرخش میلی به او ندارد. اما با گذر زمان، جذابیت‌های پنهان برفین نگاه او را تغییر می‌دهد...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: جنون مبهم
  • ژانر: بزرگسال، عاشقانه
  • نویسنده: سپیده یوسف پور شهریور
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 611
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!