توضیحات
دانلود رمان وسوسه فریب نوشته نویسنده ناشناس pdf بدون سانسور
عنوان اثر: وسوسه فریب
پدید آورنده: ناشناس
زبان نگارش: فارسی
شمارگان صفحات: 486
معرفی رمان وسوسه فریب
جلد دوم از جایی متولد میشود که عشق دیگر امن نیست. لِیا، شکستهتر از قبل، میان سرمای دنیای آدریان نفس میکشد. مردی که دستهایش میتواند هم پناه باشد، هم تهدید.نامزدی که هنوز مثل سایه دنبالشان میآید…مافیایی که صبر ندارد…و دلی که دیگر نمیتواند انکار کند.در میانهی این آشوب، حقیقتی سر برمیآورد که مسیر همهچیز را تغییر میدهد. اینجا عشق کافی نیست؛باید انتخاب کنی و هزینهاش را بپردازی.
بخشی از رمان وسوسه فریب
سدهای منو میشکنه. ولی تحملم قوی تره. تشویقهای بلند سالن هنوز بعد از اینکه پرده پایین اومده ، ادامه داره من روی پنجه پام می ایستم ، دستامو تو حالت سلام نگه میدارم حتی وقتی دیگه کسی منو نمی بینه.قوزک پام فریاد میزنه که رهاش کنم از بس این ماه ها تمرین طولانی و اجراهای پشت سر هم داشتم . همه حسام کم کم خسته شدن یکی شدن با هم. چند ثانیه نفس میگیرم ، بعد آروم کف پامو زمین میذارم . کفشای بالرینم وسط شلوغی پشت صحنه بی صداست. دیگه رقاص ها نفس راحتی میکشن ، یکی یکی به هم پشت میزنن یا فقط می ایستن مات و مبهوت . ما ممکنه تو نیویورک سیتی بالرین باشیم ، یکی از معتبرترین کمپانی های دنیا ولی فشار کمتر نمیشه . برعکس ، ده برابر بیشتره. ما باید هر وقت روی صحنه میریم بهترین باشیم . وقتی کمپانی رقاصها رو انتخاب کرد ، تنها قانون این بود هیچ اشتباهی پذیرفته نیست.تشویق های پرهیاهو بعد از اجرا چیزی نیست که بخوایم ، بلکه چیزیه که انتظار دارن انجامش بدیم.
فیلیپه، کارگردان قدبلند و لاغر با کله طاس و سبیل سفید کلفت ، همراه با کارگردان رقص ، استفانی ، به سمتمون میاد. فیلیپه لبخند میزنه ، سبیلش با حرکتش بالا پایین میره و همه ی ما نفس راحتی می کشیم. بعد اجرا الکی لبخند نمیزنه ، مگه اینکه اجرای کامل باشه._شگفت انگیز بودین آفرین. با لهجه قوی فرانسوی صحبت میکنه و دست میزنه، تمام بدنش تو حرکت شرکت میکنه ، شال، رنگیش میرقصه و کت تنگش کمی فشار میاره بقیه هم دنبالش دست میزنن و به هم تبریک میگن. همه به جز من و بازیگر مرد اصلی یعنی رایان و نقش دوم زن ، هانا. برخی رقاص ها سعی میکنن با فیلیپه حرف بزنن ولی اون بی پروا نادیده شون میگیره و به سمت من میاد ، دستمو بر میداره و به لباش نزدیک میکنه با سبیلش به انگشتای من لمس میکنه ._زیباترین پرما بالرین من امشب یه اثر هنری بودی ، لیای شیرینم. _ممنون فیلیپه. دستمو سریع عقب میکشم و با درد یه تاندون تو پای چپم ، زاری میکنم باید سریع یه پچ درد بذارم.
_نگو ممنون … این منم که مفتخرم یکی مثل تو داشته باشم. این باعث لبخندم میشه فیلیپه بهترین کارگردانیه که تا حالا کار کردم اون.. منو بهتر از هر کسی میفهمه _رایان.به بازیگر مرد اصلی اشاره میکنه و R رو با شدت تلفظ میکنه . عالی بودی. همون طور که انتظار می رفت. رایان یه ابرو متکبرانه بالا میبره قیافه مربعی ، چشمای آبی عمیق و چونه صافش همه چیز میگه تو هم همین طور ، هانا. فیلیپه با حالت بی تفاوت بهش میگه: باید روی پنجه هات برای ژیزل کار کنی هانا یه لبخند شیطنت آمیز میزنه و بعد گلوی خودش رو صاف میکنه.هانا بلنده ، یکم از من قد بلندتره ، چشم های گربه ای داره که همیشه با آرایش تیره و غلیظ بزرگترش میکنه._این یعنی قراره برای نقش اصلی انتخاب بشیم؟ استفانی کنار فیلیپه میاد پوستش قهوه ای تیره و موهای طبیعی فرش رو با یه کش صورتی جمع کرده به عنوان به بالرین سابق تو نیویورک سیتیه ، شهرتش از قبل اومده و همون قدر سرسخته که فیلیپه هست ولی با هم تیم خیلی خوبی ساختن .












