دانلود رمان تنهایی ماهتینار

تماس بگیرید

«تنهایی ماهتینار» روایتگر زندگی خانوادگی پرتنش و چالش‌برانگیز مهرجو، وکیل دادگستری است که همواره درگیر مسائل پیچیدهٔ کاری و شخصی است. این داستان از نگاه او روایت می‌شود و مخاطب را با گذشتهٔ پرفراز و نشیب خانواده‌اش، تأثیرات آن بر زمان حال و تبعاتش در آینده آشنا می‌کند. در کنار خط اصلی داستان، نگاهی هم به پرونده‌های حقوقی او و تعاملات حرفه‌ای‌اش خواهیم داشت.

 

توضیحات

دانلود رمان تنهایی ماهتینار نوشته نویسنده رهایش pdf بدون سانسور

عنوان اثر: تنهایی ماهتینار

پدید آورنده: رهایش

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 2226

معرفی رمان تنهایی ماهتینار

«تنهایی ماهتینار» روایتگر زندگی خانوادگی پرتنش و چالش‌برانگیز مهرجو، وکیل دادگستری است که همواره درگیر مسائل پیچیدهٔ کاری و شخصی است. این داستان از نگاه او روایت می‌شود و مخاطب را با گذشتهٔ پرفراز و نشیب خانواده‌اش، تأثیرات آن بر زمان حال و تبعاتش در آینده آشنا می‌کند. در کنار خط اصلی داستان، نگاهی هم به پرونده‌های حقوقی او و تعاملات حرفه‌ای‌اش خواهیم داشت.

بخشی از رمان تنهایی ماهتینار

همان طور نشسته روی تخت گره کراوات را شل و آن را از گردن باز کرد و مشغول باز کردن دکمه های پیراهن شد.انگشتان پایش را احساس نمیکرد، سرش سنگین بود و دلش میخواست تمام شب و حتی روز بعد را که یک روز تعطیل بود بخوابد و به هیچ چیز فکر نکند دستی به جیب های شلوارش کشید و وقتی موبایلش را نیافت به کتش که روی مبل افتاده بود چشم دوخت. امیدوار بود موبایلش در جیب کت باشد.حال نداشت تا پارکینگ برود تقه ای به در نگاهش را از کت گرفت. جویا میان چهارچوب ایستاده بود. سر به دو طرف تکان داد و هومی از ته گلو بیرون فرستاد جویا پا به اتاق گذاشت. «جدی جدی مامان رفته که بره ؟مهرجو سرپا شد پیراهنش را درآورد و آن را هم روی مبل انداخت. بعد خم شد و جیب های کتش را وارسی کرد. نبودن گوشی اخم به صورتش نشاند. نچ موبایلم تو ماشین مونده.برم بیارم؟مهرجو سگک کمربندش را باز کرد و به سمت کمد دیواری رفت. میرم.

خودم ماه منیر خانوم و نمیشناسی؟ جوشش بخوابه بر میگرده.ولی انگار خیلی جدی بود امشب.معلومه که جدی بود اون همیشه با جدیت از مهرداد عصبانی میشه و قهر میکنه، اما همیشه هم بر می گرده.جویا دستی پس سرش کشید آمد از اتاق برادرش دور شود ایستاد و رو کرد به او که مشغول عوض کردن شلوارش بود. «حالا منیر خانوم قهر کرده، مهردادخان چرا نیومده خونه؟مهرجو بندهای شلوار راحتی را مرتب کرد و گره زد. تی شرتش را که میپوشید گفت: «ان قدر کله ش گرم بود که فکر کنم راه خونه رو گم کرده.جویا خندید. مهرجو با لبخند تی شرتش را پایین کشید ساعتش را در آورد و روی میز تحریر گذاشت، سپس به سمت در رفت میاد نگران اون نباش.جویا جلوتر از برادر بزرگش به سالن رفت و روی کاناپه دراز کشید. نگران نیستم.و پیش از این که مهرجو در سرویس بهداشتی را باز کند گفت: مامان وقت شام حسابی از خجالت زن هوشنگ در اومد.مهرجو دستگیره ی در را چسبیده، به طرف برادرش چرخیده و منتظر بود او ادامه دهد.

جویا قفل گوشی اش را باز کرد و حین چک کردن پیام هایش گفت: «به زن بدبخت میگه خودت نتونستی زن پسر همسایه شی دخترت و دادی به پسر همسایه؟مهرجو با لبخند و به تأسف سر جنباند و وارد دستشویی شد. هنوز در را نبسته بود که صدای باز شدن در واحد و آواز خواندن زیر لبی مهرداد را شنید. سر مهرداد چنان گرم بود که بی تعادل قدم برمی داشت و مشخص بود بعد از تمام شدن جشن عروسی هم همچنان به نوشیدن ادامه داده است. جویا سر جایش نشست و خیره ی پدرش شد. مهرداد دستی به جیب هایش کشید بعد نگاه دور سالن چرخاند و خیره ی جویا پرسید:کو؟ و وقتی جویا بی جواب ماتش ماند، او چرخید و نگاهی به اطراف انداخت. «نیست».جویا برخاست. «چی؟مهرداد به سمت کاناپه رفت تنه روی آن انداخت و درازکش شد.-ریموت ماشینم.اون چیه تو دستت پس؟مهرداد ریموت را بالا گرفت نگاهی به آن انداخت و زیر خنده زد. حالا مهرجو از دستشویی بیرون آمده بود و به پدرش که بی ملاحظه و بی توجه به نیمه شب بودن بلند بلند میخندید نگاه میکرد.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
«تنهایی ماهتینار» روایتگر زندگی خانوادگی پرتنش و چالش‌برانگیز مهرجو، وکیل دادگستری است که همواره درگیر مسائل پیچیدهٔ کاری و شخصی است. این داستان از نگاه او روایت می‌شود و مخاطب را با گذشتهٔ پرفراز و نشیب خانواده‌اش، تأثیرات آن بر زمان حال و تبعاتش در آینده آشنا می‌کند. در کنار خط اصلی داستان، نگاهی هم به پرونده‌های حقوقی او و تعاملات حرفه‌ای‌اش خواهیم داشت.  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: تنهایی ماهتینار
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: رهایش
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 2226
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک های دانلود
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!